سوسول فا

بایگانی‌ها سبک زندگی - صفحه 10 از 13 - سوسول فا - پرتال تفريحي,سرگرمي,دانلود فیلم,آهنگ

دوشنبه , ۳ مهر , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

آموزش رفتاری برای آشتی دادن دو نفری که با هم قهر هستند و مشکل اخلاقی و … دارند و این که نقش شما چگونه می تواند در آشتی دادن آنها موثر باشد.

گاهی با بهانه‌های خیلی کوچک شروع می‌شود و گاهی با دلایل خیلی جدی؛ گاه سابقه‌های دیرینه دارد و گاه در چشم به‌هم زدنی اتفاق می‌افتد؛ بعضی اوقات میان ۲ نفر اتفاق می‌افتد و بعضی وقت‌ها یک فامیل را به ۲ دسته تقسیم می‌کند؛ اختلافات خانوادگی، مشکلی است که سرزده از راه می‌رسد و باعث ایجاد کدورت و قهر و قطع ارتباط میان خانواده‌ها می‌شود.

قديم‌ترها هميشه وظيفه رفع و رجوع كردن و برقراري صلح و آشتي برعهده ريش‌سفيدها و بزرگ‌ترها بود. حالا اما اوضاع كمي فرق كرده.جوان‌ها هم وارد ميدان شده‌اند جوان‌هايي كه ميانداري مي‌كنند و براي آشتي‌دادن ميان ۲‌خانواده پيشقدم مي‌شوند. اما براي آنكه يك آشتي‌دهنده خوب باشيد چه مقدماتي لازم است؟ اگر با ما همراه باشيد راه‌هاي ميانبر تبديل شدن به يك آشتي‌دهنده موفق را با هم مرور مي‌كنيم.

چگونه یک ریش‌سفید خوب باشیم؟

تبديل شدن به يك آشتي‌دهنده خوب آن‌قدرها هم كار سختي نيست. شما بايد يكسري خصوصيات مثبت را در خود تقويت كنيد تا از يك‌طرف توانايي‌هاي لازم براي مديريت يك موقعيت پيچيده را داشته باشيد و از سوي ديگر ۲طرف شما را به‌عنوان يك ميانجي عادل، بي‌طرف و توانمند قبول كنند. همه اينها لازمه‌اش اين است كه شما چهره مثبتي از خود در ميان خانواده به جاي گذاشته باشيد. در ميهماني‌هاي فاميل حضور فعال داشته باشيد. در مشكلات و سختي‌ها، عزا و عروسي در كنار خانواده باشيد. در گفت‌وگوهاي فاميلي فرد فعالي باشيد. فردي با محبت و حساس به نيازهاي خانواده و اقوام باشيد. در موقعيت‌هايي كه پيش مي‌آيد تصميمات منطقي بگيريد و در يك كلام اقوام و فاميل، شما را به‌عنوان يك فرد منطقي، مهربان، با تدبير و عادل بشناسند.

از كجا شروع كنيم؟

ابتدا شما بايد با هر كدام از طرفين اختلاف در يك زمان و مكان مناسب و در جلسه‌اي خصوصي صحبت كنيد و حرف‌هاي آنها را به‌خوبي بشنويد. اينكه ريشه اختلاف از كجا به‌وجود آمده و چرا طولاني شده؛ اينكه حساسيت‌هاي هر كدام از طرفين روي چه موضوعاتي است؛ درباره اينكه چه چيزي بيشتر از همه ناراحتشان كرده، توقعشان از طرف مقابل چيست و تا چه حد آمادگي بخشيدن طرف مقابل را دارند ازجمله چيزهايي است كه شما بايد در اين جلسه طولاني از ميان هزاران كلمه درددل و دلخوري و شكايت، با صبر و حوصله و گوشي شنوا كشف كنيد.

طرفين را آماده كنيد

بعد از شنيدن درددل‌ها و صحبت‌هاي طرفين، شما بايد در همان جلسه اول كه به‌صورت خصوصي با او برگزار مي‌كنيد، صحبت‌هاي اوليه را انجام بدهيد تا طرفين براي جلسه بعدي كه با حضور ۲ طرف برگزار خواهد شد آماده شوند. يادتان باشد هرچند شما براي حل اختلاف ۲ نفر بايد ريشه‌هاي اختلاف را شناسايي و آنها را حل كنيد اما شاه‌كليد شما براي باز كردن قفل اختلاف ۲طرف تحريك عواطف و احساسات ويژه آنهاست. شما بايد بتوانيد به خوبي احساسات ۲ طرف را با مسئله درگير و با ايجاد جوي عاطفي گلدان قلب آنها را براي كاشت گل آشتي آماده كنيد. حالا نوبت به اين مي‌رسد كه به شما بگوييم چطور فضاي عاطفي ايجاد كنيد.

مواد لازم براي ايجاد يك فضاي عاطفي

از احاديث موجود در مذمت قهر و كينه استفاده كنيد. اين احاديث و روايات مي‌توانند كمك خيلي خوبي باشند. به‌عنوان مثال پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايند: هر دو نفر مسلماني كه از همديگر قهر كنند و ۳ روز بر آن حال بمانند و با هم آشتي نكنند هر دو از اسلام بيرون روند و ميانه آنها پيوند و دوستي ديني نباشد، پس هر كدام از آن دو به سخن گفتن با برادرش پيشي گرفت، او در روز حساب پيشرو به بهشت باشد. صحبت از كوتاهي عمر و زودگذر بودن دنيا و فرصت كم براي با هم بودن هم يكي ديگر از راه‌هاي ايجاد يك موقعيت عاطفي است. راه ديگر شما براي عاطفي‌كردن فضا، صحبت از خوبي‌هاي طرف مقابل، ذكر مواردي از محبت‌هاي احتمالي قبلي او، يادآوري خاطراتي از روزهاي دوستي آنها و صحبت درباره مشكلات احتمالي او و مواردي از اين دست است كه مي‌تواند محبت طرفين را نسبت به يكديگر جلب كند.

آرامشي به نام بخشش

آخرين نكته‌اي كه در صحبت‌هاي ابتدايي مي‌تواند به‌كار شما بيايد صحبت از اهميت بخشش در آرامش فرد است. معمولا افراد با درگير شدن در اختلافات و به دل گرفتن كينه بيش از هر چيز و هر كسي اول خود را اذيت مي‌كنند. وقتي كسي از ديگري دلخور و ناراحت مي‌شود و او را مقصر مي‌داند دائما مشغول آزار رساندن به‌خود است و درگير افكار منفي مي‌شود، درحالي‌كه طرف مقابل اصلا از احساسات و افكار او باخبر نيست و اين فرد صرفا به‌خود آسيب مي‌زند. اما فرد با تغيير نوع نگاه خود به مسائل و بخشيدن طرف مقابل به آرامش و وسعت روحي و فكري برسد. اگر من نتوانم كسي كه مرا به ميهماني دعوت نكرده يا با كلامي من را رنجانده ببخشم بيشتر به‌خودم آسيب مي‌رسانم، حرص مي‌خورم و ذهن خود را آشفته مي‌كنم، نمي‌توانم بخوابم و رفتار مناسبي با همسر و فرزندانم داشته باشم، درحالي‌كه مي‌توانم با بخشيدن طرف مقابل به‌راحتي به آرامش برسم.

مجموعه مواردي كه تا الان مرور كرديم مي‌توانند طرفين اختلاف را براي مرحله بعدي كه جلسه اصلي حل اختلاف با حضور ۲طرف اختلاف و شما به‌عنوان ميانجي و مدير جلسه است، آماده كنند. جلسه اصلي حل اختلاف از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. شما بايد در اين جلسه با اعتماد به نفس كامل و با دقت و مهارت و تسلط كافي، فضا را براي مصالحه ۲طرف فراهم كنيد و با حل اختلافات كار را به روبوسي و آشتي ختم كنيد. شايد باور نكنيد، اما خود روبوسي‌كردن بخش مهمي از پايان احساسات منفي نسبت به يكديگر است، پس جلسه را بدون روبوسي پايان ندهيد.

كي و كجا؟

جلسه آشتي بايد در زمان و مكان مناسبي برگزار شود. بسيار مهم است زماني را براي بحث و حل اختلاف انتخاب كنيد كه قادر باشيد بـيشترين نتيجه را از آن به‌دست آوريد. اگر طرفين خسته و گرسنه باشند يا از لـحـاظ روحـي و عـاطفـي آزرده خاطر بوده يا عجله داشته باشند بحث و حل اختلاف به نتيجه مطلوبي نخواهد رسيد. استفاده از موقعيت‌هاي خاص مانند اعياد يا دور هم جمع شدن فاميل براي يك ميهماني يا عروسي مي‌تواند موقعيت مناسبي را براي شما فراهم كند. محل برگزاري جلسه بايد جايي خلوت و آرام باشد؛ جايي كه طرفين بتوانند به دور از هياهو و سر و صدا و بدون حضور افراد اضافي و رفت‌وآمد بچه‌ها بر حل اختلاف تمركز كنند.

مهارت‌هايي كه به آنها نياز داريد

براي برگزاري جلسه آشتي شما به‌عنوان مدير جلسه و تسهيل‌گر ارتباط ۲ طرف بايد يكسري توانايي‌ها را به‌دست آورده و نكاتي را رعايت كنيد:

۱- شما بايد به تكنيك حل مسئله مسلط باشيد. معمولا افراد مشكلات خود را خيلي مبهم و پيچيده بيان مي‌كنند. شما بايد با جمع‌بندي صحبت‌هاي طرفين در جلسات قبل بتوانيد دقيقا بيان كنيد كه اختلاف ۲طرف بر سر چيست؟ از كي به‌وجود آمده؟ عوامل به‌وجود آمدن اختلاف چه بوده و هر كدام از طرفين چه نقشي در ايجاد اختلاف داشته‌اند؟

۲- در طول جلسه از طرفين بخواهيد كه از جملات «من» استفاده كنند؛ يعني در صحبت‌هايشان از طرف خودشان صحبت كنند، احساسات خود را بيان كنند و ناراحتي‌هاي خود را بگويند و از اتهام زدن، برچسب زدن، بي‌احترامي و صحبت كردن از جانب طرف مقابل پرهيز كنند. استفاده از جملاتي كه با كلمه من شروع مي‌شود مي‌تواند تا حد زيادي به اين كار كمك كند.

۳- از طرفين بخواهيد موضوعي را كه مي‌خواهند مطرح كنند صريح و مشخص و بي‌پرده بگويند و درباره موضوع و رفتار به‌خصوصي بحث كنند نه درباره شخصيت يا كليت فرد مقابل.

۴- سعي كنيد در طول جلسه بحث‌ها بيشتر پيرامون حال و آينده باشد و حتما از شخم زدن گذشته بپرهيزيد.

۵- از طرفين بخواهيد به هيچ‌وجه در ميان صحبت يكديگر نپرند و به هركدام زمان مشخصي بدهيد تا نظرات خود را بيان كنند.

۶- به هيچ وجه سعي نكنيد اختلاف ميان ۲ طرف را انكار كنيد. دائما براي رسيدن به مرحله روبوسي و دست‌دادن عجله نكنيد. يك روبوسي ساده و بدون حل مشكلات هيچ كمكي به طرفين نخواهد كرد. اختلافات را به رسميت بشناسيد و اجازه دهيد ريشه‌هاي آنها با صحبت ۲ طرف و مديريت شما خشكانده شود.

۷- هيچ‌گاه اجازه ندهيد يكي از ۲ طرف، ديگري را به حاشيه كشانده يا به‌اصطلاح به گوشه رينگ ببرد. هرگاه مشاهده كرديد احساسات منفي بـه اوج خـود رسيده‌اند بحث را متوقف و زمـان ديـگري را براي از سرگيري بحث تعيين كنيد.

۸- در پايان صحبت‌ها سعي كنيد آنها را جمع بندي كرده و راه‌حل‌هاي ممكن را برشماريد و توافق ۲ طرف را براي اجراي راه‌حل‌هاي پيدا شده در طول جلسه جلب كنيد.

۹- به خاطر داشته باشيد كه ما در اينجا مهارت‌هاي لازم براي برگزاري موفق يك جلسه آَشتي‌كنان را مرور كرده‌ايم اما اجراي صحيح و كامل اين مهارت‌ها تا حدود زيادي به قدرت و تسلط شما در اجراي آنها بستگي دارد. و بالاخره اينكه به شما تبريك مي‌گوييم، حالا زمان پايان خوش داستان رسيده است؛ وقت روبوسي است.

روانشناسی مودب بودن. این جه چه باید انجام دهید تا به عنوان یک شخص مودب از شما یاد شود.  برای مودب بودن به چه چیزهایی توجه کنیم,مؤدب بودن یعنی آگاهی از احساسات دیگران و احترام گذاشتن به آنها. شاید خیلی وقت‌ها متوجه ادب دیگران نشویم اما پررویی، گستاخی و رفتار بی‌ملاحظه را خیلی زود تشخیص می‌دهیم.

مؤدب بودن روابط شما با دیگران را بهتر می‌کند، برایتان احترام می‌آورد، اعتمادبه‌نفستان را بالا برده و مهارت‌های ارتباطی‌تان را تقویت می‌کند.در این مقاله می‌خواهیم به بعضی از اصول و قواعد حفظ ارتباط با دیگران اشاره کنیم. از اینرو به نمونه‌هایی از متداول‌ترین رفتارهای افراد مؤدب و محترم اشاره می‌کنیم.

شاید خیلی از نکاتی که در زیر به آن اشاره می‌کنیم به نظرتان بدیهی برسد اما خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنیم رعایتشان کنیم. اگر دوست دارید بدانید که چطور مؤدب بودن می‌تواند ارتباطتان با دیگران را تقویت کند، این مقاله را دنبال کنید.

تشخیص بی‌ادبی و گستاخی دیگران کار بسیار راحتی است اما تشخیص این رفتارها در خودتان چندان ساده نیست. به تاثیری که روی دیگران می‌گذارید خوب فکر کنید. خیلی راحت می‌توانید با رعایت این نکات در نظر همه فردی محترم و مؤدب بیایید.

در روابط خود با دیگران – دوستان، همکاران، خانواده، مشتریان و همه آدم‌ها — این نکات را رعایت کنید . همیشه سعی کنید از فکرتان استفاده کرده و تاجاییکه برایتان امکان دارد با در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی، درست رفتار کنید.

۱- به آدم‌ها سلام کنید – به درستی به دیگران سلام و احوالپرسی کنید، به چشمانشان نگاه کرده و طبیعی لبخند بزنید. نزدیکانتان را در زمان احوالپرسی در آغوش بگیرید و با همکارانتان دست بدهید. طوری رفتار کنید که دیگران دوست داشته باشند به شما نزدیک شوند. فقط به این دلیل که روز بدی داشته‌اید، دیگران را نادیده نگیرید.

۲- کمی برای یک گپ کوتاه وقت بگذارید – می‌توانید درمورد آب‌وهوا یا اخبار روز صحبت کنید یا احوال خانواده آن فرد را جویا شوید. برای صحبت کردن علاقه نشان دهید اما دقت کنید که بیش از اندازه پیش نروید. رفتارتان باید دوستانه و صمیمی باشد و به پیام‌های کلامی و غیرکلامی فرد مقابل نیز توجه داشته باشید.

۳- سعی کنید مسائل مربوط به طرف‌مقابل را به یاد آورید و نظر و پیشنهاد مناسب دهید – اسم همسرشان، تولدشان یا هر اتفاق مهم دیگری که برایشان افتاده را عنوان کنید. همیشه به یاد مشکلات و اتفاقات منفی زندگی دیگران باشید.

۴- همیشه از کلمات “لطفاً” و “ممنون” استفاده کنید – یادتان باشد از دیگران به خاطر کارهایی که برایتان انجام می‌دهند تشکر کنید و وقتی از آنها درخواستی دارید آن را بسیار محترمانه و با استفاده از کلماتی مثل “لطفاً” عنوان کنید. اگر کسی چیزی به شما تعارف می‌کند پاسخ دهید “بله ممنون” یا “خیر متشکرم.”

۵- دیگران را تحسین کنید و بخاطر موفقیت‌هایشان به آنها تبریک بگویید – تحسین شما باید واقعی به نظر برسد. اگر حسادت کنید یا از موفقیت دیگران عصبانی باشید واقعی نشان دادن تحسین و تبریکتان بسیار سخت خواهد شد.

۶- سر کار چه با زیردستان و چه رئیس مؤدبانه رفتار کنید – موقعیت و مقام دیگران را بشناسید و به آن احترام بگذارید.

۷- از زبانی مناسب استفاده کنید – به جنسیت، نژاد، مذهب، دیدگاه سیاسی و سایر مسائل خاص دیگران احترام بگذارید. به هیچ عنوان از الفاظ تحقیرآمیز درمورد هیچ کس در هیچ موقعیتی استفاده نکنید.

۸- یاد بگیرید با دقت به حرف‌های دیگران گوش کنید – وقتی طرف‌مقابلتان حرف می‌زند، خوب توجه کنید. وسط حرف دیگران نپرید یا بی‌توجهی نکنید.

۹- به وقت دیگران احترام بگذارید – سعی کنید وقت‌شناس باشید.

۱۰- در صورت لزوم قاطع باشید اما به حق دیگران برای قاطع بودن هم احترام بگذارید.

۱۱- غیبت نکنید – سعی کنید نقاط مثبت دیگران را بگویید.

۱۲- بخاطر اشتباهاتتان عذرخواهی کنید – اگر چیزی گفتید یا کاری کردید که بی‌ادبانه و گستاخانه به نظر می‌رسید، از طرف مقابل عذرخواهی کنید اما دقت کنید که بیش ‌از اندازه این کار را تکرار نکنید.

۱۳- از زبانی که فهم آن برای دیگران دشوار باشد استفاده نکنید – سعی کنید ایده‌ها و صحبت‌های پیچیده‌تان را با دقت بیشتری توضیح دهید.

۱۴- برای شنیدن ایده‌ها و نظرات دیگران آماده باشید.

۱۵- مناسب با موقعیت لباس بپوشید. از پوشیدن لباس‌های باز در مکان‌های عمومی خودداری کنید و به کسانیکه در چنین مکان‌هایی لباس باز پوشیده‌اند هم خیره نشوید. هیچوقت رسمی‌تر از موقعیتی که می‌خواهید در آن شرکت کنید لباس نپوشید.

۱۶- با دقت و ملاحظه از شوخ‌طبعی استفاده کنید. مرزهای شوخی کردن را بشناسید و هیچوقت پایتان را فراتر از آن نگذارید.

۱۷- مراقب بهداشت شخصی‌تان باشید. دندان‌هایتان را مرتب مسواک بزنید، لباس‌هایتان را هر روز عوض کنید و از اسپری بدن و عطر استفاده کنید.

۱۸- وقت‌شناس باشید. اگر با کسی قراری دارید، حتماً سروقت یا حتی چند دقیقه زودتر برسید. اگر می‌بینید که ممکن است دیرتر برسید، حتماً فردمقابل را از آن مطلع کرده و عذرخواهی کنید. هیچوقت دیر کردن خود را توجیه نکنید. به وقت دیگران احترام بگذارید و آن را هدر ندهید.

۱۹- سر میز غذا رفتاری مناسب داشته باشید. وقتی در کنار دیگران غذا می‌خورید، از خوردن غذاهایی که بویی تند دارند خودداری کرده، با دهان باز صحبت نکنید و غذا نجوید.

۲۰- در محیط های عمومی، گوشتان را نخارانید، دستتان را در بینی نکنید و ناخن‌هایتان را نجوید. از بازی کردن بیش از حد با موهایتان هم خودداری کنید.

داشتن رفتاری درست هیچ هزینه‌ای برایتان ندارد اما در رفتار دیگران با شما و احساسشان نسبت به شما تاثیر قابل‌توجهی می‌گذارد. وقتی مؤدب باشید و رفتاری محترمانه نشان دهید، دیگران نیز با شما همانگونه رفتار خواهند کرد.

افكار خود را تغییر دهید

در مورد رویدادهای ناگوار مداوم فكر نكنید. اگر رئیستان شما را از كار بركنار كرد و یـــا در یـك امتـحــان مهم قبول نشدید، توصیه ما این است كه با انجام كاری لذت یزدن

امـروزه بـطرز گـسترده ای عقیده بر این است كه خوش بینی قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری ها افزایش می دهد.!

آن نـدای درونـی ذهـن شـمـا كـه زمـزمـه مـی كـنـد، هـر چـیزی امكان پذیر است بـجـای غیر ممكن است، یا چه روز خوبی است، بجای زندگی سخت است همانـند نوری برای گذشتن از پیچ و خم دشواریهای زندگی یاریتان میكند.

خوش بینی محض در افراد بصورت نادر یافت شده و چنین اشخاصی اغلب مـورد پـسند دیـگـران نیستند. ما كسانی كه دائما در حال خوشحالی و شـادمـانی هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـكارا بـخاطر بـدی هـوا یـا كـمبـود چای در دفتركار دچار تردید میشویم. در حـیرتیم كه آنها چگونه میتواننـد دنـیا را آنگونه كه هست نبینند؟ — دنیایی كه مملو از ناملایمات و بی عدالتی است.

خوب، حقیقت این است كه آنها عقـیـده دارند كه دنیا به همراه مردمانش دارای عیوب و كاستی می باشند، اما به سـادگی تمركز روی چیزهای خوب را برمـی گـزینـند. و چنین دیدگاهی فواید بزرگی را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتی بهتـر، انـرژی بیـشتر، خلاقیت، توانایی های حل مسئله و یك حس كلی سرور و شادمانی.

بنابراین، آیا میتوانیم یك سوئیچ خوشبینی كوچك را در ذهنمان روشن كرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتایج مطلوب آن باشیم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـیـست — امـا روشهـایی وجود دارند كه بتوان با آنها مثبت بـودن را تـمـرین كـرده تـا بـصورت واكـنـشی طبیعی در بیاید و منفی نگری را تقلیل دهد.

تست خـوش بینی انتهای مقالـه را انـجام داده تا در مـورد هرگـونه تـمایلاتی كه بسمت منـفـی انـدیشی داریـد و نـیـز چـگونـگی قدم برداشتن برای بهبود دیدگاهـتان نسبت به مسائل، آگاهی حاصل نمایید.

سلامتی شما به آن بستگی دارد

اشـخاص خوش بین در برابر بیماریهای عفونی و مسری مقاومتر بوده و بهتر می تواننـد امراض مزمن را از خود دفع كنند. در یك مطالعه علمی محققان ۹۶ مردی كه یك بار دچار حمله قلـبی شـده بودند را مورد بررسی قرار دادند. بعد از طی مدت هشت سال، از هر ۱۶ مرد بـدبیـن، ۱۵ نفرشان جان باختند و از هــر ۱۶ نــفـر مــرد خــوش بـیـن فـقـط پــنج نفرشان از دنیا رفتند.

امـروزه بـطرز گـسترده ای عقیده بر این است كه خوش بینی قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری ها افزایش می دهد. این ممكن است به آن دلیل باشد كه افراد خوشبین دارای پایین ترین سطح استرس در یك اجتماع می بـاشند. و هــمگی ما میدانیم كه استرس كمتر به معنای داشتن بدنی سالمتر است.

پیش به سوی مسائلی كه ممكن است بخواهید آنها را تغییر دهید…

خود شكوفایی كامبخش

بـرای بـسیاری از افـراد، عـقایـد تـعییـن كنـنده اعـمال و طـرز بـرخوردها نسبت به زندگی میباشد. از آنجایی كـه رفتارها و نگرش ها چنین نـقش عمده ای در چگونگی احسـاس شما ایفا می كنند، باید عقاید را بازنگری نموده و بـرآورد كنید كه كدام یـك بـه نفـعتـان و كدام یـك به ضررتان است. میزان خوش بـینی شـما نوع نگرشتان را نسبت به زندگی و دنیای پیرامون منعكس می كند. اگر احساس می نمایید نیـاز دارید انـدكی خـوشبین تر باشد، نكات زیر را دنبال كنید.

شرایط دوپهلو را درك كنید

هیچگاه با موقیتعهای دوپهلو جوری برخورد نكنـید كـه گویـی دوپهلو نیستند. همیشه با مـسائل آن گـونه كه هستند رفتار نمایید. برای مثال وقـتی روی جنسی سرمایه گـذاری می كنید، به خود بقبولانـید كـه ممكن است آن جنس ارزان شده و شما مقداری از پول خود را از دست بدهید.

با این حال فرد خوش بین این نكته را میداند و ریسك میكند و بـه از دسـت دادن مقداری پول اهمیت نمی دهد. به علاوه هنگام روبرو شدن با این موقیتهای دوپهلو، تفـسیرهای منفی ممكن است منتهی به افسردگی و كسالت گردند.

متنوع فكر كنید

افراد خوش بین بر خلاف افراد بدبین از تفكری ملون برخورداند. در برابر موقیعت ها و ایده های جدید روشنفـكرتر بـاشید. از مـسر بـودن در مـورد دیـدگاه هـای خـود بـاز ایستاده و شروع به لذت بردن از افكار و نظرات دیگران نمایید.همه چیز را قطعی ندانید

اشخاص خوش بین بندرت مسائل را قطعی و بدون اشكال میدانند؛ آنها همیشـه انتقاد پذیر بوده و نظرات خوب دیگران را مد نظر قرار داده و بدنبال اصلاح خود هستند.

همه چیز را تغییرپذیر تصور كنید

افـراد خوش بین می دانند كه تغییر و دگرگونی یك چیز خوب و ضـروری اسـت. آنـهـا طـرز برخوردهای تطبیق پذیر و قابل تغییری از مسائل را در خود بوجود می آورند.

تفكری بخصوص داشته باشید

اشخاص خوش بین تمایل دارند بجای این كه در برابر مسائل كلی از طریق راه حل های عمومی واكـنش نـشان دهند، با مسائل خاص بـرای رسیـدن بـه یـك راه حـل عـمـومـی دست بگریبان شوند.

افكار خود را تغییر دهید

در مورد رویدادهای ناگوار مداوم فكر نكنید. اگر رئیستان شما را از كار بركنار كرد و یـــا در یـك امتـحــان مهم قبول نشدید، توصیه ما این است كه با انجام كاری لذت بخـش افـكـار خود را از مشكلاتتان دور كنید چون تفكر به مسائل در چـهـارچـوب مـنـفی ذهن منتهی به یافتن راه حل های كمتر خواهد شد.

با كـمك كردن بـه احـوال خـود و كـسب اعتماد به نفس، افـرادی كـه دارای تمایلات بدبینانه هستند می تـوانند خود را آزاد سـاختـه و خـلاقانه تـر فكر كنند. برای اغلب مردم بدست آوردن چنین روحیه ای فقط چند هفته طول میكشد، اما بمحض یادگیری تــكنـیـك خوش بینی، دیگر برگشت به بدبینی بعید خواهد بود.

شما هر چقدر هم که پول داشته باشید و هر چقدر هم خرید کنید، باز هم برای احساس خوشبختی کافی نخواهد بود!

سال گذشته، من به همراه خانواده‌ام برای تعطیلات سال نو به یکی از شهرهای تفریحی سفر کردیم. در هتل محل اقامتمان، با خانواده‌ای شاد و سرزنده آشنا شدیم که همه اعضای آن تقریبا در هر حالی لبخند به لب داشتند. تصمیم گرفتم با آنها بیشتر آشنا شوم. پس از کمی صحبت با مادر خانواده، متوجه شدم که خانه آنها دو شب پیش در یک آتش‌سوزی به طور کامل سوخته است و آنها مجبورند تا مدتی در هتل اقامت داشته باشند. مادر خانواده از اینکه همه اعضای خانواده او سالم هستند و تنها خانه آنها تخریب شده است بسیار خوشحال بود و ابراز رضایت می‌کرد. صحبت‌های این خانم و نگاه مثبت او به زندگی ناخودآگاه لبخندی به لب من آورد. با دیدن این خانواده، به این نتیجه رسیدم که همه ما تنها زمانی می‌توانیم احساس خوشبختی واقعی را به دست آوریم که یاد بگیریم به خاطر اموری که در اختیار ما نیستند ناراحت نشویم و به زندگی خود ادامه دهیم. همچنین اگر زندگی دلیلی برای منفی نگری برای ما ایجاد کرد، ما به دنبال دلیلی برای مثبت‌اندیشی باشیم. همیشه و در زندگی همه ما دلیلی برای لبخند زدن وجود دارد. واقعیت این است که علت ناراحتی و احساس بدبختی بسیاری از افراد این است که آنها در جایی که نباید به دنبال خوشخبتی هستند. قطعا احساس خوب احساس خوشبختی را نمی‌توان در این موارد پیدا کرد:

یک زندگی راحت و بدون دغدغه
زندگی سخت است. اما شما سخت‌ترهستید. مواجهه با ترس‌ها و واهمه‌ها در زندگی شما را شجاع‌تر می‌کند. اشتباهات و شکسته شدن هرازگاهی دل شما، شما را خردمندترمی‌کند. گاهی اوقات امور باید اشتباه پیش بروند تا نهایتا مسیر صحیح را پیدا کنند. گاه شما باید از بدترین‌ها عبور کنید تا به بهترین‌ها دست پیدا کنید.
سفر زندگی قرار نیست ساده باشد. باید ارزشمند باشد. اگر به دنبال فرار از دشواری‌ها هستید، بدانید که هیچگاه رشد نخواهید کرد. اینکه در گذشته چه شکست‌هایی خورده‌اید مهم نیست. مهم این است که از حال به بعد مسیر را درست انتخاب کرده و طی کنید. برای رسیدن به موفقیت و احساس خوشبختی، باید از سختی‌ها عبورکنید. شرایط سخت را بپذیرید، از آنها درس بگیرید و به راه خود ادامه دهید. گاهی نیز باید امری را فراموش کنید. اگر فراموش کردن لازمه حرکت شما رو به جلو است، اینکار را بکنید.

گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد
شما در حال تغییر هستید. دنیای اطراف شما نیز در حال تغییر است. اگر امری در گذشته برای شما خوب و مثبت تلقی می‌شده است، این به این معنا نیست که الان نیز همینطور است. این امر می‌تواند یک عادت، یک شغل، یک رابطه و خیلی چیزهای دیگر باشد. رها کردن گذشته همیشه به معنای ضعف شما نیست. اتفاقا برعکس در برخی موارد این رها کردن به معنای قدرت شما برای تغییر و تکامل است. همچنین به جای آنکه شکست‌های گذشته عنصری برای تخریب امید و انگیزه شما شوند، از آنها درس بگیرید و برای ساختن آینده ای بهتر از آنها استفاده کنید. به درهای بسته پشت سرتان خیره نشوید. در عوض به درهای پیش رویتان توجه کنید و رو به جلو حرکت کنید.

در آینده‌ای که هنوز به وجود نیامده است
بسیاری از ما بخش عمده ای از وقت خود را صرف خیال پردازی در رابطه با آینده می‌کنیم. در ذهن خود از آینده یک حالت خاص و ویژه می‌سازیم که می‌توانیم در آن به موفقیت‌های عظیم دست پیدا کنیم. اما نباید فراموش کرد که لازمه موفقیت و احساس خوشبختی در آینده، تلاش در زمان حاضر است. نشستن و خیال پردازی در رابطه با آینده نه تنها ما را به احساس خوشبختی نزدیک نمی کند، بلکه فرصت‌های آینده را نیز از ما می‌گیرد. زمانی فرا می‌رسد که هر یک از ما به پایان زندگی خود رسیده‌ام، به گذشته نگاه می‌کنیم و می‌بینیم تمام وقت خود را صرف خیال‌پردازی در رابطه با آینده کرده‌ایم بدون اینکه واقعا زندگی کرده باشید. گاندی می‌گوید : «آینده بستگی به آنچه که امروز انجام می‌دهیم دارد». این جمله عین واقعیت است. نه گذشته قابل بازگشت است و نه تضمینی برای آینده وجود دارد. پس باید در حال زندگی کرد. دقیقه‌ها و ساعت‌ها در حال گذشتن هستند. گذشته در حال افزایش و آینده رو به کاهش است. فرصت‌ها کمتر و افسوس‌ها بیشتر می‌شوند. پس بیشتر از این تامل نکنید و در حال زندگی کنید.

زیاده‌روی در خواستن چیزهای خوب
همه ما می‌دانیم افراط در هر کاری مضر است. این قاعده در مورد امور مثبت نیز صادق است. خوردن بیش از حد شما را چاق می‌کند. خرج کردن بیش از حد شما را ورشکسته می‌کند. کار کردن بیش از حد شما را از خانواده دور می‌کند. تفریح بیش از حد شما را از کارهای مهم باز می‌دارد… همیشه تعادل داشته باشید. احساس خوشبختی زمانی ایجاد می‌شود که بتوانید به همه نیازهای زندگی به شکلی متعادل و متوازن پاسخ دهید. یک قاعده کلی را همواره به خاطر داشته باشید: احساس خوشبختی در دراز مدت هیچگاه در یک بعد از زندگی یافت نمی‌شود بلکه ترکیبی از ابعاد مختلف زندگی است که احساس خوشبختی را می‌سازد.

تلاش کنید
بهترین کاری که می‌توانید برای احساس خوشبختی خود انجام دهید، این است که جمله «ای کاش می‌شد…» را از ذهن خود بیرون کرده و جمله «من می‌توانم» را جایگزین آن کنید. زندگی خود را بر شما غلبه نخواهد کرد مگر اینکه شما به آن اجازه اینکار را دهید. همیشه در طول زندگی احساس خوشبختی زمانی ایجاد می‌شود که آمادگی شما و فرصت‌ها با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند. پس خودتان را برای مواجهه با فرصت‌ها آماده کنید!
خواستن کافی نیست! باید تلاش کرد. حتی اگر در حال حاضر شرایط شما به گونه‌ای‌ است که نمی‌توانید زمان زیادی صرف کنید، اشکالی ندارد. همین زمان کم را نیز دریغ نکنید. تلاش کردن، حتی کم، بهتر از تلاش نکردن است.

خوشبختی در مادیات نیست
شما هر چقدر هم که پول داشته باشید و هر چقدر هم خرید کنید، باز هم برای احساس خوشبختی کافی نخواهد بود! مادیات هیچگاه برای خوشبخت کردن هیچ کس کافی نیستند. درست است که پول جز ضروریات زندگی است، اما واقعیت این است که بسیاری از امور موثر در خوشبختی با پول قابل به دست آوردن نیستند! ثروتمندان واقعی کسانی نیستند که حساب‌های بانکی‌شان پر از پول است. ثروت‌های واقعی در زندگی چیزی جز دوستان خوب و خانواده خوب نیست. در اغلب موارد، چیزهای کوچک در زندگی هستند که ما را خوشحال می‌کنند و احساس خوشبخت بودن را برای ما به ارمغان می‌آورند. ذهن خود را از تمنای مادیات خالی کنید تا به زودی احساس سبکی و آرامش به سراغ شما بیاید. بسیاری از چیزهای که از نظر خودتان به آن احتیاج دارید، اصلا برای شما ضروری نیستند. بلکه صرفا خواسته شما هستند و نبود آنها خللی برای شما ایجاد نمی کند. هرچه خواسته‌ها و تمنیات مادی شما کاهش یابد، آزادی و نشاط شما نیز افزایش می‌یابد.

تلاش برای جلب رضایت کسانی‌که مهم نیستند
کرامت ذاتی خود را حفظ کنید و همیشه با خودتان روراست باشید. به دیگران اجازه ندهید شخصیت و آینده شما را تعیین کنند. شما باید خودتان برای خودتان تصمیم بگیرید. همیشه در زندگی ما افرادی هستند که برخی کارهای ما را تایید نمی‌کنند. ظاهر شما، نحوه برخوردتان، سبک زندگی‌تان، رشته تحصیلی‌تان… همه این امور ممکن است در نظر برخی خوب و در نظر برخی دیگر بد جلوه کند. اما واقعیت این است که اکثر این نظرها هیچ اهمیتی ندارد. اغلب نظر این افراد در زندگی شما تاثیری ندارد مگر اینکه خودتان بخواهید به آنها توجه کنید. همه چیز بستگی به خودتان دارد. شما باید آنچه را که از نظر خودتان درست است انجام دهید. اما توجه داشته باشید که همه افرادی که در زندگی ما دخالت می‌کنند گزینه‌های مناسبی برای مشورت کردن نیستند. شما نمی‌توانید همیشه همه را راضی نگه دارید. پس باید به نظرات اطرافیان اولویت دهید و آنها را به نسبت اهمیت‌شان بررسی کنید.

تلاش برای مقصر دانستن دیگران
زیگموند فروید می‌گوید: «اکثر انسان‌ها به دنبال آزادی نیستند، چرا که آزادی مسئولیت آور است و اکثر انسان‌ها از مسئولیت می‌هراسند». شما سعی کنید اینگونه نباشید. وقتی شما برای اشتباهات خود به دنبال مقصری غیر از خودتان هستید، در واقع در حال نفی مسئولیت خود در قبال امور هستید. در زندگی واقعی، راه رسیدن به خوشبختی و موفقیت قبول مسئولیت است. اکثر ما عادت کرده‌ایم برای ناکامی‌های زندگی خانواده، معلم، دوستان، دولت و بسیاری عوامل دیگر را مقصر بدانیم. اما هیچگاه به عملکرد خود توجه نمی‌کنیم. گویی ما هیچگاه هیچ تقصیری نداریم! این تصور غلط است. چرا که ما در جامعه خود افراد بسیاری را می‌بینیم که شرایط زندگی‌شان از ما بسیار نامناسب‌تر بوده است، اما به موفقیت‌های چشم‌گیری دست پیدا کرده‌اند. چرا؟ زیرا اینطور اراده کرده‌اند و مسئولیت اعمالشان را پذیرفته‌اند

خواسته‌ها، سلامتی، کار، تفریح و سرگرمی و فعالیت‌های مربوط به خودتان را در اولویت قرار دهید و همیشه دیگران را مقدم بر خود ندانید.

بسیاری از ما در دورانی از زندگی خود در شرایطی قرارگرفته‌ایم که مجبور شده‌ایم بیش از حد به دیگران محبت یا کمک کنیم.

دست‌کم اگر خودمان در این شرایط نبوده باشیم حتما با کسانی برخورد کرده‌ایم که اینگونه رفتار کرده‌اند. مثلا در جمع دوستانمان کسانی هستند که دائم به دیگران کمک می‌کنند، بدون اینکه درخواستی از طرف آنها شنیده باشند. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا عده‌ای اینگونه رفتار می‌کنند؟ درصد زیادی از این افراد به دلیل جلب توجه دیگران و نداشتن اعتماد به نفس کافی اینگونه رفتار می‌کنند. آنها گمان می‌کنند اگر تا جایی که می‌توانند به دیگران محبت کنند هیچ‌وقت هیچ‌کس از آنها ناراحت نمی‌شود و بدین ترتیب می‌توانند همیشه رابطه خوبی با آنها داشته باشند ولی متاسفانه اینگونه افراد به قدری برای دیگران وقت می‌گذارند که تقریبا از زندگی خود باز می‌مانند و دیر یا زود خسته و گاه افسرده می‌شوند.

چرا بعضی افراد بیش از حد به دیگران محبت می‌كنند؟
معمولا افرادی که میل به بذل محبت بیش از حد به دیگران دارند، در مقابل افرادی قرار می‌گیرند که عشق خود را ازآنها دریغ می‌کنند زیرا محبت سالم وقتی درست به کار نمی‌رود خیلی زود به محبت ناسالم تبدیل می‌شود و وقتی فردی بدون درخواست، توجه زیادی می‌بیند ارزشی برای آن قائل نمی‌شود. افرادی که بیش از حد محبت می‌کنند از موضوعی هراس دارند؛ هراس از تنها شدن، از اینکه کسی آنها را دوست نداشته باشد، هراس از اینکه ارزشمند به نظر نرسند، خیلی زود فراموش شوند و…؛ بنابراین آنقدر محبت می‌کنند تا تنها نشوند، حال آنکه اینگونه نخواهد بود. در واقع موضوع عشق و دوست داشتن بی‌تناسب- که معمولا در زنان بیشتر دیده می‌شود- نشانه افکار، احساسات و رفتارهای بیمارگونه است؛ البته بسیاری از این افراد در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که مشکلات زیادی داشته و رنج زیادی تحمل کرده‌اند اما در مواردی هم اینگونه نبوده و مشکل بعدا به وجود آمده است. با بررسی این افراد به ماهیت محبت بیش از اندازه بیشتر پی می‌بریم و درمی‌یابیم که تجارب دوران کودکی آنها تا چه‌حد می‌تواند بر رابطه‌هایشان تاثیر بگذارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که زنان بیشتر از مردان دچار محبت‌کردن‌های بی‌تناسب به دیگران، به ویژه به همسرانشان می‌شوند و این شاید به این خاطر باشد که مردها به دلایل گوناگون و از جمله عوامل فرهنگی بیشتر می‌توانند از خود حمایت کرده و با پرداختن به جنبه‌های بیرونی زندگی، دردهای درونی خود و تجارب مخرب دوران کودکی را تعدیل کنند. آنها با غرق‌شدن زیاد در کار یا سرگرمی‌های گوناگون بیشتر می‌توانند از رنج‌های گذشته خود فاصله بگیرند اما زنان اغلب کمبودها و تجربه‌های مخرب خود را در روابط‌شان نشان می‌دهند.

علل و عوامل
تمام افرادی که میل به محبت بیش از حد دارند بدون توجه به اینکه چه مدتی با طرف مقابل خود زندگی کرده‌اند خصوصیات مشابهی دارند. دوست داشتن بیش از اندازه به ‌معنای محبت عمیق نیست بلکه به این معناست که شخص پیوسته به همسر یا کسی فکر می‌کند که دوستش دارد و شاید اسم آن را عشق می‌گذارد اما اینگونه رفتار دیر یا زود فرد را خسته و بیمار می‌کند. در واقع این نوع عشق‌ورزیدن همراه با زجر و عذابی است که گاه تحمل آن بسیار سخت و طاقت‌فرساست، ضمن اینکه در بسیاری موارد کسی هم که به او محبت بیش از اندازه می‌کنیم راضی و قدردان نیست.

اندکی با خود فکر کنید شاید شما هم در زمره این افراد قرار دارید ولی شجاعت بیان آن را ندارید. شاید دوران کودکی شما نیز با مشکلات فراوانی مواجه بوده، شاید پدرتان با وجود محبت‌های بسیار و فراهم آوردن تمامی معیشت خانواده، از دوست داشتن صحیح شما ناتوان بوده و اکنون شما هم نمی‌توانید خودتان را دوست بدارید. اگر می‌خواهید مشکل‌تان برطرف شود باید آن را شناسایی کنید. اگر اعتمادبه نفس کمی دارید و خود را لایق خوشبختی نمی‌دانید و می‌خواهید هر طور شده همسرتان را کنترل کنید و بر روابط خود با اشخاص مسلط باشید و بیش از حد به نیازهای دیگران توجه می‌کنید و می‌خواهید حتما آنها را برطرف کنید باید راه حلی برای خود بیابید. هنگامی که شخصی محبت بی‌تناسب دارد دوست دارد بی‌جهت رفتار طرف مقابل را تغییر ‌دهد و کاری کند که احساسی متفاوت نسبت به او داشته باشد؛ بدین ترتیب برای عملی‌کردن خواسته‌های خود رفتاری سلطه‌جویانه خواهد داشت، به همین علت هم هست که اینگونه افراد با وجود مهر و محبتی که به دیگران می‌کنند مورد تایید آنها واقع نمی‌شوند زیرا اغلب توقعاتی بیش از حد انتظار دارند.

نیازهای بی‌پاسخ
بسیاری از افراد نمی‌توانند مشکلات آنهایی را که محبت بیش از اندازه می‌کنند درک کنند ولی باید ریشه بسیاری از این رفتارها را در تجارب دوران کودکی آنها جست‌و جو کرد. اغلب ما براساس آموزش‌های دوران کودکی خود رفتار می‌کنیم. بسیاری از زنان در کودکی یاد گرفته‌اند نیاز افراد خانواده مقدم بر آنهاست و شاید در بسیاری موارد مجبور شده‌اند کارهای افراد خانواده را انجام دهند و مسئولیت‌های زیادی هم بر عهده آنها بوده و چه بسا مجبور شده‌اند خیلی اوقات خود را نادیده بگیرند، پس طبیعی است هنگام بزرگسالی نیز نتوانند به خود اطمینان داشته باشند و از حق و حقوق خود آگاه باشند. وقتی نیازهای افراد در کودکی بی‌پاسخ مانده باشد، در بزرگسالی به سختی می‌توانند امیدوار باشند که دیگران به نیازهایشان توجه کنند، پس سعی می‌کنند با برآورده‌کردن تقاضاهای دیگران خود را دوست‌داشتنی نشان دهند.

افرادی که به دلیل مشکلات گذشته خود، اکنون بیش‌ازحد محبت می‌کنند برای بهبود رنج‌های گذشته باید بتوانند آنها را بشناسند و ارتباط‌شان را با رنج‌های اکنون خود دریابند. این افراد در کودکی، دائم تحت کنترل دیگران بوده‌اند و اکنون دوست دارند دیگران را تحت کنترل خود درآورند. افرادی که محبت بی‌اندازه دارند، اغلب تقصیرها و مشکلات همسرشان را نمی‌بینند و به گونه‌ای آنها را انکار می‌کنند ولی باید دانست انکار و کنترل دیگران نه تنها چیزی از مشکلات ما کم نمی‌کند بلکه روابط ما را نیز با مشکل مواجه می‌کند. اما بهترین راه این است که واقعیت‌ها را به همان صورتی که هست بپذیریم و هیچ‌گاه در مقام تغییرشان برنیاییم. فراموش نکنید که شادی و موفقیت با توجه داشتن به درون ما به وجود می‌آید.

چه باید کرد
افرادی که دچار محبت کردن‌های بی‌تناسب و بیش از حد هستند معمولا در بسیاری از موارد شباهت‌هایی با یکدیگر دارند. اما کسانی که به نتیجه رسیده و موفق‌شده‌اند اقداماتی برای بهبود خود کنند که از پس این موارد برآمده‌اند؛ نخست باید بدانید که مشکل دارید و حل آن را نخستین اولویت زندگی خود قرار دهید. می‌توانید در این خصوص از دیگران، به ویژه افرادی که مشکلی مشابه شما داشته‌اند و اکنون بهبود یافته‌اند کمک بگیرید. هرگز درصدد کنترل‌کردن دیگران برنیایید. با خودتان مهربان‌تر باشید، استعدادها و توانایی‌هایتان را شناسایی کنید و بیشتر برای استراحت و آرامش خود وقت بگذارید. از خودتان سؤال کنید تا چه زمان می‌خواهید دیگران را بیشتر از خود دوست بدارید و تا چه زمانی می‌توانید بیشتر توان خود را برای دیگران و تغییر دادن آنها صرف کنید؟ آیا بهتر نیست انرژی خود را صرف بهبود حال خودتان بکنید؟ فراموش نکنید اگر تمام توان خود را هم برای تغییردادن دیگران به کار ببرید نتیجه‌ای نمی‌گیرید اما اگر همین انرژی را صرف تغییر خود کنید حتما موفق خواهید شد. بنابراین کاملا به خود متعهد باشید تا بتوانید پیروز شوید. برای کمک بیشتر به خود می‌توانید مطالعات‌تان را در این زمینه بیشتر کنید. مثلا اگر در خانواده‌ای بوده‌اید که محبت و توجه لازم را دریافت نکرده‌اید می‌توانید در این زمینه کتاب بخوانید یا از مشاور کمک بگیرید. هنگامی که متوجه ریشه مسائل خود می‌شوید امکان انتخاب پیدا می‌کنید، بنابراین هر چه درک و فهم شما از شرایط موجود بیشتر ‌شود آزادی انتخابتان نیز بیشتر خواهد شد.

فراموش نکنید اگر قدم در راه بهبود گذاشته‌اید نباید دیگران را کنترل کنید. البته نه اینکه به آنها کمک یا نصیحت و همدردی نکنید. شاید فکر می‌کنید کسی که قصد کمک‌کردن به او را دارید به اندازه شما آگاهی ندارد اما اگر شما به جای او کارهایش را انجام بدهید و مسائلش را حل کنید او را از قید مسئولیت‌هایی که در قبال خود دارد رها می‌کنید. بدین ترتیب او نمی‌تواند به رشد کافی برسد و همیشه منتظر می‌ماند تا دیگران کارهایش را انجام دهند؛ پس می‌بینید که این کار نه به نفع اوست و نه خود شما.

باید بیاموزید هنگامی که کسی از شما کمکی نخواسته، پیش‌قدم نشوید. بگذارید دیگران خودشان مشکلات را تجربه کنند و این شانس را به آنها بدهید تا بزرگ شوند و رشد کنند. در این شرایط حرفی نزنید، کاری هم نکنید. شاید این برای شما یکی از دشوارترین وظایفی است که برای بهبود خود باید انجام دهید. هنگامی که فکر می‌کنید با تمام وجود می‌خواهید به دیگران بگویید چه کار کنند و آنها را نصیحت یا راهنمایی کنید، یا هر طور شده شرایط را به سود خود تغییر دهید، آرام بگیرید و هیچ کاری نکنید. به دیگران احترام بگذارید و این حق را به آنها بدهید خودشان تصمیم نهایی را بگیرند. نگران این نباشید که اگر کاری نکنید مشکلی پیش می‌آید. به جای سلطه‌جویی بر دیگران، کاری کنید که از شر ترس‌های بیهوده خود رها شوید.

هنگامی که از کنترل کردن دیگران دست برمی‌دارید، احساس رهایی بیشتری می‌کنید. فکر نکنید فقط با تغییرکردن دیگران به احساس خوبی دست می‌یابید. ممکن است دیگران هرگز تغییر نکنند، بنابراین بی‌جهت آنها را تحت فشار قرار ندهید. شما باید بیاموزید در هر شرایطی احساس خوشبختی کنید و شادمانی خود را در گرو شادمانی دیگران قرار ندهید.تا زمانی که نیروی خود را صرف تغییر دیگران کنید نمی‌توانید از نیرویتان برای کمک به خود و رسیدن به شادمانی بیشتر استفاده کنید.باید راه‌های جدیدی برای برقراری ارتباط با خود و دیگران بیابید؛ راه‌هایی که نشان می‌دهند خودتان می‌خواهید مسئولیت زندگی‌تان را بر عهده بگیرید.

خواسته‌ها، سلامتی، کار، تفریح و سرگرمی و فعالیت‌های مربوط به خودتان را در اولویت قرار دهید و همیشه دیگران را مقدم بر خود ندانید. باید بیاموزید خواسته‌ها و نیازهای شما مهم هستند و این وظیفه شماست که این خواسته‌ها را برآورده کنید.هنگامی که بهبود پیدا کردید می‌آموزید برای کمک به دیگران این فقط شما نیستید که راضی می‌شوید، دیگران هم احساس خوبی خواهند داشت اما کمک شما قبل از این خالصانه نبود. شما باید محبت و علاقه خود را خالصانه و بدون هیچ انتظاری نثار دیگران بکنید.

نکات زیر به شما کمک می کنند تا با حسادت شدید خود کنار بیایید.

اگر شما دو نفر افراد بسیار حسودی هستید، باید راهی پیدا کنید تا حسادت خود را ترک کنید و بر احساسات شدید خود غلبه کنید. در غیر این صورت حسادت شما به رابطه شما صدمه خواهد زد. به همین دلیل است که باید منطقی تر و عاقلانه تر رفتار کنید.

اگر می خواهید رابطه خود را با کسی که خیلی دوستش دارید محکم کنید، دیر یا زود باید بر حس حسادت خود غلبه کنید. گاهی اوقات حتی از دیدن اینکه طرف مقابلتان بخاطر شما حسادت می کند خوشحال می شوید، زیرا این بدان معناست که او شما را خیلی دوست دارد و نمی خواهید فرد دیگری به شما نگاه کند.

۱٫ باید منطقی باشید.

اول از همه فردی که همیشه حسود است باید سعی کند برای خودش روشن کند که آیا دلیلی برای این رفتار او وجود دارد یا خیر. همه چیزهایی که حسادت شما را برمی انگیزند در نظر بگیرید. شاید اصلاً این دلایل ارزش توجه کردن را هم نداشته باشند. شما به زمان نیاز دارید تا درک کنید که مشکل واقعی شما چیست. شاید از چند ساعت تا چند روز طول بکشد تا دلایل خود را کشف کنید. وقتی متوجه می شوید که حسادت شما منطقی نیست، باید دلایل خود را یادداشت کنید و دفعه بعدی که کنترل احساسات خود را از دست دادید به آنها بنگرید و دوباره نوشته هایتان را مرور کنید.

۲٫ به همسرتان اعتماد کنید.

مطمئناً از اینکه ببینید همسرتان با فرد دیگری بگو بخند می کند عصبانی می شوید. درست است که این وضعیت اصلاً خوشایند نیست و افرادی وجود دارند که سعی می کنند همسرتان را از شما بگیرند، ولی این دلیل ناراحتی شما نیست. یادتان باشد که اعتماد است که به شما کمک می کند تا رابطه ای طولانی مدت و محکم با شریک زندگی تان بسازید. همیشه که نمی تواند همسرتان را کنترل کنید، پس باید آرام باشید و به او اعتماد کنید.

۳٫ ناامنی ها را شناسایی کنید.

در بیشتر موارد، حسادت ما از ناامنی هایمان ریشه می گیرد. اگر فکر می کنید آن خانمی که دور و بر شوهر شماست، یا همکاران یا دوستانش از شما زیباتر و لاغرتر هستند، بنابراین حس حسادت شما را دیوانه خواهد کرد. شما باید ناامنی هایتان را شناسایی کنید و روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، زیرا این نقاط قوت شما هستند که شما را منحصر بفرد می کنند. باید به خودتان مطمئن تر باشید و نگذارید حسادت جلوی عقل سلیم و منطق شما را بگیرد.

۴٫ گذشته را فراموش کنید.

وقتی نوبت به رابطه با آقایان می رسد، شاید تجربه های قبلی ما برایمان مفید باشند، حتی اگر ناخوشاینده بوده و خاطرات بدی داشته باشیم. باید اشتباهاتی که قبلاً مرتکب شده ایم را در نظر داشته باشیم و در آینده آنها را تکرار نکنیم. در هر صورت وقتی وارد رابطه جدیدی می شوید و واقعاً طرف مقابل تان را دوست دارید، نباید بگذارید که تجربه بد رابطه گذشته شما رابطه فعلی تان را خراب کند. برای مثال اگر نامزدتان به شما خیانت کرده بود، نباید این بار وسواس نشان دهید. در واقع افراد با هم متفاوتند و همه بد نیستند. بهترین راه برای آنکه در زندگی تان با این فرد موفق باشید این است که گذشته را فراموش کنید و از حال لذت ببرید.

۵٫ بیشتر با هم وقت بگذرانید.

زوج هایی زیادی هستند که بخاطر شرایط مختلف وقت زیادی را با هم سپری نمی کنند. برای مثال، ممکن است شما زیاد کار کنید یا محل کارتان از هم دور باشد یا کارتان طوری باشد که زمان زیادی را دور از هم باشید. اینکه نتوانید زیاد با هم باشید، باعث می شود که جر و بحث ها شروع شوند. معمولاً حسادت دلیل اصلی سوءتفاهم ها است. علیرغم همه کارهایی که دارید و باید انجام دهید، سعی کنید زمان بیشتری را با همسرتان سپری کنید و از هر لحظه خوشبختی تان استفاده کنید.

۶٫ شبکه های اجتماعی را ترک کنید.

شاید با خواندن عبارت فوق شوکه شوید، ولی برای بیشتر افراد شبکه های اجتماعی منبع اصلی حسادت هستند. شاید بسیاری از دوستانمان را دیده باشیم که همسران آنها در شبکه های اجتماعی با افراد دیگری در ارتباطند. برای آنکه از جر و بحث ها و حسادت های جلوگیری کنید، این شبکه ها را ترک کنید. با این کار رابطه شما با کسی که دوستش دارید محکم تر می شود. در هر حال راه های بسیاری برای حفظ رابطه تان با دوستان و آشنایان و فامیل وجود دارد.

۷٫ وضعیت را روشن کنید.

شرایط و وضعیت های پر استرس و سوء تفاهم ها بخش مهمی از روابط زوج ها هستند. مسئله این است که این طور وضعیت ها هر چند وقت یکبار پیش می آیند. اگر دائماً شاهد آن هستید که شریک زندگی تان رفتارهای عجیبی دارد و نشانه های خیانت را بطور واضح و روشن می بینید، لازم است که درباره این مشکل با او صحبت کنید و دلایل این رفتارهای او را کشف کنید. شاید اصلاً دلیلی برای نگرانی وجود نداشته باشد و به توافق برسید. روشن کردن وضعیت و برطرف کردن شک و تردید باعث می شود که حسادت شما نیز از بین برود.

نکاتی مهم برای کسانی که می خواهند خانه خرید کنند

اگر برای اولین بار قصد خرید و یا اجاره خانه ای را دارید برای شناخت و اعتماد به یافتن خانه دلخواهتان به این پرسش ها پاسخ دهید.

۱- برای خانه شما چه مواردی ضروری است، و از چه مواردی میتوان چشم پوشی کرد.

زمانی که در جستجوی خانه هستید چند مورد را مشخص کنید که نمی توانید بدون آنها زندگی کرده، و در سایر موارد سختگیری به خرج ندهید. بدین ترتیب قادر خواهید بود به طور مشخص تری بدنبال خانه هایی متناسب با نیاز خود باشید.

۲- آیا می توانید به مدت چند سال در یک مکان بمانید؟

اگر قصد دارید به مدت یک یا دو سال در جایی بمانید، احتمالا صاحبخانه شدن به نفع شما نخواهد بود. کارشناسان معتقدند حداقل پنج سال لازم است در جایی بمانید تا بتوانید از خانه تان سود کافی کسب کنید. اگر از این زمان کمتر باشد با ریسک ضرر مالی مواجه خواهید شد.
۳- به طور واقع بینانه توانایی مالی شما برای خرید خانه چه مقدار است؟

هزینه هایی که خرید خانه در پی دارد بسی فراتر از پرداخت رهن و اجاره ماهیانه است. زمانی را برای فهمیدن قدرت مالی ماهیانه خود اختصاص دهید. بخصوص در خرید خانه توانایی خود در پرداخت ودیعه، تسویه نهایی و حق کمیسیون را در نظر آورید.
۴- برای یافتن مشاور املاک چه برنامه ای دارید؟

رابطه میان شما و مشاور املاک اهمیت بسزایی دارد، تحقیقات خود را انجام دهید و کسی را پیدا کنید که به خوبی بتواند شما را در این فرایند یاری رساند.
۵- آیا املاک و محله های مختلف را می شناسید؟

برای یافتن مکان مورد علاقه تان برای زندگی انتظارات خود را بشناسید و درباره موسسات و مدارس، آمار جرائم، و فروشگاه های نواحی مورد نظرتان تحقیقات لازم را انجام دهید. ببینید چه خانه های دیگری مناسب اند و برای چه مدت در املاک سپرده شده اند. این به شما کمک زیادی میکند در فهم آنچه براستی برایتان حائز اهمیت است.
۶- روال خرید خانه چگونه است؟

مطمئنا اصطلاحاتی نظیر «کارشناسی قیمت» و «قیمت تمام شده» را از خانواده و دوستان خود شنیده اید، اما آیا بدرستی این روند را می شناسید؟ از پرسیدن اینگونه موارد امتناع نکنید. دانستن آنچه در پیش دارید می تواند به شما در یافتن تصمیمات هوشمندانه در این راه کمک کند.

۷- آیا ظرفیت خود را برای پرداخت قرض/وام می شناسید؟

ظرفیت شما در پرداخت وام از موارد دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. بهتر است در این مورد نیز با خودتان صادق باشید.

۸-  مبلغ رهن را از کجا می آورید و چه امکاناتی برایتان در دسترس است؟

دانستن انواع رهن های ممکن بری شما حائز اهمیت است. به تمام گزینه ها و امکانات توجه کرده تا بتوانید آنچه برایتان مناسبتر است را پیدا کنید.
۹- برای پرداخت ودیعه چه مبلغی را در نظر گرفته اید؟ چقدر مورد نیازتان است؟

عرف ۲۰% است اما می توان کمتر از این پرداخت کرد. هرچه مبلغ ودیعه بیشتر باشد، پول بیشتری را برای خود ذخیره می کنید و اجاره بهای ماهیانه تان کاهش می یابد

خانه ای خوشبو داشته باشید
همانقدر که پراکنده شدن عطری خوشبو و دلانگیز در محیط خانه، حس خوب و خوشایندی را در انسان ایجاد میکند، به مشام رسیدن بویی نامطبوع، ناراحتکننده و حتی بعضی اوقات غیرقابل تحمل میشود. بنابراین باید به فکر چاره بود. برای این منظور باتوجه به نوع بوی پراکنده شده در محیط، راههای متعددی وجود دارد؛ فقط کافی است آنها را امتحان کنید:

۱- در یک نعلبکی کمی ادکلن خوشبو بریزید ویک حبه قند چهار گوش در آن بیندازید، طوری که ادکلن را خوب جذب کند و قند خیس شود، سپس قند را آتش بزنید و وقتی ادکلن تمام شد قند را خاموش کنید. با این تدبیر فضای خانه بسیار معطر خواهد شد.

۲- اگر میخواهید سبزی یا موادی سرخ کنید که مطمئن هستید اعضای خانواده از بوی حاصل از آن ناراحت میشوند، پیش از شروع کار، ابتدا هواکشهای داخل آشپزخانه را روشن کنید سپس مقداری سرکه سفید را در کاسهای بریزید و آن را کنار اجاق گاز روشن قرار دهید؛ بوی حاصل از سرکه سفید، باقیمانده بوی حاصل از سرخ کردن آن مواد را در محیط خنثی میکند.
۳- هرچقدر هم که غذا خوشمزه باشد، بوی سوختن آن بسیار بد و ناخوشایند است. پس اگر حواستان پرت شد و غذایتان سوخت و بوی آن تمام خانه را در برگرفت، ناراحت نشوید. ابتدا اگر هواکش روشن نیست، روشنش کنید. سپس قابلمهای حاوی آب را روی شعله اجاق گاز قرار داده و چند تکه لیموترش در آن بیندازید و بگذارید بخار حاصل از جوشیدن لیموترش در آب، بوی سوختگی موجود در خانه را از بین ببرد.
۴- کاسهای حاوی آب را روی شعله اجاق گاز قرار دهید و تعدادی چوب دارچین یا کمی از پودر آن را در آب بریزید و روی شعله ملایم اجاق گاز قرار دهيد تا کمکم جوش آید. عطر دارچین فضا را معطر کرده و بوی حاصل از سرخکردنی و حتی سوختگی را از بین خواهد برد.
۵- اگر حواس پرتی کار دستتان داده و غذا به قدری سوخته که بوی حاصل از آن با هیچ یک از راهکارهای فوق خنثی شدنی نیست، دیگر مجبور هستید پنجرهها را باز کنید ولی برای اینکه این بو هرچه سریعتر از طریق پنجره آشپزخانه خارج شده و به دیگر قسمتهای خانه انتقال پیدا نکند، پارچه و حوله مخصوص آشپزخانه را نمدار کرده و برای چند دقیقه آن را تکان دهید.
۶- بوی حاصل از پختوپز غذا را با ریختن مقداری جعفری در تابهای کوچک و قراردادن آن روی شعله اجاق گاز از بین ببرید. حرارت دادن جعفری برای مدت ۵ دقیقه، نهتنها بوی نامطبوع موجود را از بین میبرد بلکه فضا را عطرآگین میکند.

 

در تابستان خانه ای رؤیایی داشته باشیم؟

 

سوسکها را برای همیشه از خانه بیرون کنید

باز هوا گرم شد و کابوس هجوم سوسکها به خوابمان آمد!

برای مقابله با سوسکها، این توصیهها را به خاطر بسپارید. ظروف و لباسهاي کثيف، وسايل بستهبندي، کارتنهاي مقوايي، نوشيدنيها، شانههاي تخممرغ، کيسههاي سيبزميني و پياز و مواد غذايي فلهاي از راههاي ورود سوسکها و حشرات به داخل منازل است.

پيشگيري و بهسازي محيط، رعايت اصول بهداشتي، روشهاي کنترل شيميايي و غيرشيميايي و ارتقاي وضعيت بهداشتي، تهاجم سوسکها را کاهش ميدهد. در ظروف زباله بايد به طور کامل و محکم بسته باشد و طبق يک برنامه منظم تخليه شود، منابع آب هم به منظور کاهش دسترسي سوسکها بايد به دقت کنترل شود. استفاده از جاروبرقي، تلهگذاري و استفاده از گرما و سرما يا گازهاي غيرسمي جزو روشهاي کنترل غيرشيميايي به شمار ميرود.

سمپاشي براي کنترل کامل سوسريها لازم و ضروري است، البته به ندرت يک بار سمپاشي به از بين رفتن کامل سوسکها ها منجر ميشود. کنترل شيميايي تنها روش مؤثر کنترل سوسک هاست و مهمترين اثر آن ايجاد تأخير در بروز مقاومت است.

افرادي که با اين نوع سموم سر و کار دارند بايد برچسب اطلاعات سموم را به طور دقيق مطالعه و همه اخطارها و دستورالعملهاي آن را رعايت کنند.

براي مقابله با گرما در فصل تابستان و مطبوع شدن هواي محيط، استفاده از کولر گازي اي که منجر به مصرف بالاي برق نشود و در مصرف انرژي صرفه جويي کند آرزوي هر خانوادهاياست.نسل جديد اينورتر هاي ال جي که ۶۰ درصد مصرف انرژي را کاهش مي دهد به شما پيشنهاد مي شود.براي کسب اطلاعات بيشتر به آگهي ابتدايي مجله مراجعه کنيد.

12

چگونه با دیدن قبض برق داغ نکنیم؟
یکی از دغدغههای بزرگ در فصل تابستان، مقابله با گرما و در عین حاصل صرفهجویی در مصرف برق است. چه کنیم که استفاده از کولرگازی منجر به مصرف بالای برق نشود؟

شستوشوي ماهانه، تميز كردن فيلترها و سطح كويل اسپيليت منجر به افزايش راندمان كولرهاي گازي خواهد شد ضمن آنکه با نصب سايبان روي پنل بيروني، كندانسور كولر گازي ميتواند به دور از تابش نور خورشيد با راندمان بهتر و مصرف برق كمتر به تبادل حرارت و خنك كردن منجر شود.

كارشناسان با بررسي دريافتهاند كه هنگام نصب كولر گازي، پنل بيروني آن بايد بهگونهاي نصب شود كه جريان هواي آزاد در پشت آن به راحتي برقرار باشد به طوریکه اگر عايق لولههاي رابط به ويژه در بيرون از ساختمان از بين برود، مقداري از خنكي كولر از دست ميرود؛ بنابراين با بازرسي سالانه ميتوان نسبت به ترميم عايق لولههاي رابط پنل به كندانسور اقدام كرد.

از سوی دیگر در سرويسهای سالانه علاوه بر كنترل مقدار شارژ گاز مورد نياز كولر، سطح پرهها و كويلهاي كندانسور بيروني كولر نيز بايد تميز شود و در نهایت با اجرای تمام این راهکارها میتوان انتظار کاهش ۲۰ درصدی مصرف برق را انتظار داشت. همچنین با تمیز کردن لولههای پلاستیکی آبرسانی کولر آبی و جرمگیری آبپاشهای پلاستیکی و سبد زیر پمپ آب، همراه با بررسی عملکرد صحیح پمپ آب کولر، می توان بازده کولر آبی را افزایش و مصرف برق را به نصف کاهش داد.

13

چگونه یخچالمان را خوشبو کنیم؟
یکی از لوازم ضروری در هر خانهای یخچال است که همه افراد خانه هم با آن در تماس هستند؛ از بچهها که در آن به دنبال خوراکی میگردند تا خانم خانه که وظیفه سر و سامان دادن و نظافت آن را بر عهده دارشد. برای از بین بردن بوی بد یخچال میتوانید مقداری زغال را بکوبید و در کیسههای پارچهای نازکی بریزید و در طبقه بالای یخچال بگذارید.

هرچند هفته یک بار کیسه زغال را در آفتاب بگذارید تا خشک شود تا دوباره بتوانید از آن به عنوان بوگیر استفاده کنید. قفسهها و کشوهایی را که میتوان بیرون آورد با آب گرم و مایع ظرفشویی بشویید و پس از خشک شدن دوباره در یخچال قرار دهید. پشت یخچال را تمیز نگاه دارید.

برای پاک کردن این قسمت، دو شاخه یخچال را بیرون آورید و يخچال را کمی جلو بکشید. به وسیله جاروبرقی گرد وغبار پشت یخچال را بزدایید. به این ترتیب دستگاه بهتر کار میکند و عمر بیشتری خواهد داشت. برای تمیز کردن دیوارههای داخلی یخچال از محلول جوششیرین و آب کمک بگیرید. برای این منظور، یک تا دو قاشق جوششیرین را در یکچهارم لیتر آب گرم حل کنید و یخچال را با آن پاک کنید. سپس با دستمال تمیز خشک نمایید.

جوششیرین بوی نامطبوع یخچال را از بین میبرد. اگر لاستیکهای دور در یخچال و فریزر خراب باشد، داخل فریزر مقدار زیادی برفک میزند. نوارهای لاستیکی در یخچال و فریزر به مرور زمان انعطاف خود را از دست داده و جدا میشوند و این سبب ایجاد برفک میشود. سالی یک بار سالمبودن این نوارها را کنترل کنید تا در صورت کوچکترین نشت هوا، آنها را تعویض کنید. برفک یخچال و فریزر را بهصورت منظم آب کنید چون با افزایش ضخامت برفک، مصرف انرژی بالا میرود. شما میتوانید یخچالهای مجهز به سیستم برفک آبکن اتوماتیک را انتخاب کنید تا مصرف انرژی کاهش پیدا کند.

سازنده ترین کلمه” گذشت” است… آن را تمرین کن

پر معنی ترین کلمه” ما” است…آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه “عشق” است… به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه” تنفر” است…از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه” هوس” است…بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه” من” است…از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه “خشم” است…ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه “ترس”است…با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه “کار”است… به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه “طمع”است… آن را بکش.

سازنده ترین کلمه “صبر”است… برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه “امید” است… به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه “حسرت”است… آن را نخور.

تواناترین کلمه “دانش”است… آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه “پشتکار”است…آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه “غرور”است… بشکنش.

سست ترین کلمه “شانس”است… به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه “شهرت”است… دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه “لبخند”است…آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه “حسادت”است… از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه “تفاهم”است… آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه “سلامتی”است… به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه “اطمینان”است… به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه “بی تفاوتی”است… مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه “رفاقت”است… از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه “راستی”است… با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه “دورویی”است… یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه “تمسخر”است… دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه “احترام”است… برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه “آرامش”است… به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه “احتیاط”است… حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه “محدودیت”است… اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه “غیرممکن”است… وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه “شتابزدگی”است…مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه “نادانی”است…آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه “اضطراب”است…آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه “انتظار”است… منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه “انتقام”است… بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه “بخشش”است… سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه “خوشروئی”آست… راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه “پاکیزگی”است… اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه “وفاداری”است… سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه “گوشه گیری”است…بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه “هدفمندی”است… زندگی بدون هدف روی آب است.


…. و هدفمندترین کلمه “موفقیت”است… پس پیش به سوی آن.

مقاله ای پربار و آموزشی برای یاد گرفتن این که چگونه عاشقانه و صمیمی در کنار هم زندگی کنیم. ما نیازهای متفاوتی داریم و نمی توان هیچ انسانی را به خاطر داشتن شدت نیازش یا میل کمتر به نیازی، سرزنش کرد؛ همانطور که نمی توان کسی را به خاطر ترجیح غذایی بر غذای دیگر سرزنش کرد.

در اینجا این سوال پیش می آید که با توجه به شدت گوناگون نیازهای انسان ها، پس چگونه کنار یکدیگر زندگی می کنیم؟

ویلیام گلاسر، روانشناس و نظریه پرداز مشهور حوزه روانشناسی به تئوری انتخاب معتقد است. این تئوری در مورد انتخاب‌ها و چگونگی و چرائی انجام آن‌هاست. او می گوید ما به عنوان یک انسان برای دست یافتن به آنچه می‌خواهیم، چگونه رفتارمان را انتخاب می‌کنیم. در یک نگاه کلی تئوری انتخاب بر این دیدگاه استوار است که رفتارهای هر انسان انتخاب‌های او برای ارضای نیازهایش است.

طبق این دیدگاه رفتار هر شخص در هر مقطع زمانی بهترین تلاش وی برای ارضای نیازهایش است. اگرچه شاید این تلاش در واقع موثر و مفید نباشد، ولی در عین حال بهترین تلاش او است.

گلاسر پنج نیاز اساسی انسان را نیاز به بقا، نیاز به عشق و احساس تعلق، نیاز به قدرت (موفقیت، ارزشمندی شخصی، شهرت)، نیاز به آزادی و خودمختاری و نیاز به تفریح می داند.

۱- نیاز به بقا: شامل تمام نیازهای جسمانی ضروری مانند نیاز به غذا، آب، هوا و سرپناه، پوشاک و امنیت می‌شود. کسانی که با انگیزه تامین مالی بیشتر یا صرفا برطرف کردن نیاز جنسی ازدواج می کنند در این دسته قرار دارند.

۲- نیاز به عشق و احساس تعلق: شامل گرایش زیاد به پیوند عاطفی داشتن با دیگر افراد می شود و افرادی که برای تنها نبودن و داشتن خانواده و تعلق به کسی دیگر ازدواج می کنند، در این دسته قرار می گیرند.

۳- نیاز به قدرت: یعنی نیاز به کسب قدرت، ثروت، تأثیرگذاری و موفقیت و نیاز به توانایی انجام کارها. این نیاز همچنین حس موفقیت، پیشرفت، افتخار، اهمیت و خودارزشمندی و خودشکوفایی را شامل می‌شود. نیاز ما به قدرت گاهی می‌تواند در تعارض مستقیم با نیاز ما به تعلق و صمیمیت قرار بگیرد. انسان‌ها به خاطر عشق و صمیمیت ازدواج می کنند اما همان‌طور که رابطه پیش می‌رود، منازعه بر سر قدرت برای به دست گرفتن کنترل رابطه هم ممکن است بیش‌تر شود. گلاسر می گوید عشق ناکافی لزوماً آن چیزی نیست که یک رابطه را خراب میکند بلکه آنچه باعث از بین رفتن یک رابطه می‌شود منازعه و رقابت بر قدرت است، که خود را به شکل کنترلگری در رابطه زناشویی نشان می‌دهد. کشمکش برای به دست آوردن قدرت از سوی طرفین، عشق را از کار می‌اندازد و رابطه مشترک با شکست مواجه می‌شود.

۴- نیاز به آزادی و خودمختاری: انتخاب را برای انسان میسر می کند. آنچه ما به عنوان آزادی می‌خواهیم این است که از روی اختیار زندگیمان را بکنیم و خودمان را به طور آزادانه ابراز کنیم، و از کنترل و فشارهای غیرضروری و بیرونی رها باشیم.

۵- لذت و تفریح یک نیاز اساسی است. دلیل عمده این که بسیاری از روابط طولانی‌مدت، خیلی خشک و بی‌روح می‌شود، این است که تفریح، به عنوان نیاز برای یکی از طرفین به اندازه طرف مقابل درک نشده یا نادیده گرفته می‌شود. اهمیت این موضوع که در یک رابطه ممکن است بین نیازها تعارض و کشمکش وجود داشته باشد، همواره مورد توجه است. ممکن است در یک رابطه کشمکش بین نیاز به بقا و نیاز به پیوند و تعلق باشد یا بین نیاز به تعلق و نیاز به قدرت، بین نیاز به تعلق و نیاز به آزادی، یا بین نیاز به تعلق و نیاز به تفریح باشد. وقتی چنین کشمکش‌هایی روی می‌دهد، بر نیاز به مذاکره و سازش برای ارضا نیازها تأکید می‌شود و نکته در این‌جاست که بدون گفتگو و سازش هیچ نتیجه و راه حل موثری وجود نخواهد داشت.

برای زندگی کردن و احساس عشق در کنار یکدیگر، کافی است همواره چند راهکار را به کار ببندید:
۱- ابتدا خود را بشناسید و شدت نیازهای مختلف را در خود تعیین کنید. با خود فکر کنید کدام نیاز در شما قوی تر است و کدام نیاز از شدت کمتری برخوردار است. ممکن است نیاز شما به استقلال در اولویت باشد. در کسی دیگر نیاز به پیشرفت، نیاز به تفریح یا نیاز به ارتباطات اجتماعی اولویت داشته باشد و کسی دیگر خواهان همراهی همیشگی و حمایت شدن باشد. این نیازها را بشناسید و به آنها اشراف داشته باشید. پاسخ دادن به این نیازها مسیر زندگی شما را مشخص می کند و همه تلاش های جزئی و کلی زندگی شما را در مسیر خود هدایت می کند.

۲- قدم دوم شناخت نیازهای همسر آینده تان است. باید با کمک خودش به شدت نیازهایش پی ببرید. نیازهای همسر آینده شما چیست؟ آیا با نیازهای شما همسو است؟ آیا اولویت بندی هایتان یکسان یا مشابه است؟ خوشبختی وقتی حاصل می شود که شما هم نیازهای همسو داشته باشید و هم اولویت های نزدیک به هم.
چه ازدواجی موفق تر است؟
هر قدر شما و همسر آینده تان در شدت نیازهای بقا، دوست داشتن و تفریح به هم شبیه باشید، شانس موفقیت شما در ازدواج بیشتر است و هر چقدر در نیاز به آزادی و قدرت متفاوت باشید کمتر با مشکلات روبرو می شوید.اما بهترین تناسب نیازها برای ازدواج، نیاز بالا به دوست داشتن و نیاز متوسط برای بقا و نیاز کم به قدرت و آزادی و نیاز بالا برای شادمانی می باشد. بنابراین اگر هنوز دست به انتخاب نزده اید، در قدم سوم پس از شناخت یکدیگر، کسی انتخاب کنید که از لحاظ شدت نیازهایش با شما متناسب باشد.

اگر انتخاب کرده باشید یا دوست دارید با کسی ازدواج کنید که اتفاقا بسیار متفاوت از شماست، باید چه کار کنید؟

با یکدیگر گفتگو کنید. خود و همسرتان را در دایره ای به نام زندگی مشترک تصور کنید. توجه کنید اگر شدت نیاز به قدرت در زوج بالا باشد، نمی توانند با یکدیگر گفتگو کنند و هر دو یکدیگر را سرکوب می کنند و در شدت بالای نیاز به آزادی فرار را بر قرار ترجیح می دهند زیرا دایره خود چارچوبی برای آنها شمرده می شود، بنابراین سعی نکنید همدیگر را از دایره خارج کنید، بلکه بر با هم بودن اصرار بورزید و در مورد نیازهایتان گفتگو کنید. در مورد کارهایی که می توانید برای ارضای نیازهای طرف مقابلتان انجام دهید گفتگو کنید یا کارهایی که دوست دارید همسر شما برای ارضای نیازهای شما انجام دهد. به جای تکیه کردن بر اختلاف سلیقه ها، بر چیزی تکیه کنید که تعارض شما نیست؛ بر توانمندی ها و کارهایی که می توانید برای ازدواج تان انجام دهید تکیه کنید.

مزیت این روش این است که شما در کنار همسرتان راه می روید و دنیای او را تجربه می کنید و اجازه می دهید او هم کنار شما راه رود و دنیای شما را تجربه کند. شما به دنبال کنترل همسرتان نیستید، بلکه به دنبال کنترل رفتار خودتان هستید. نمی خواهید همسرتان مانند شما فکر کند، مانند شما عشق بدهد و مانند شما بخواهد تصمیم گیری کند یا حتی پس انداز کند. می توانید با توجه به منفعت ازدواج تان، زمانی را برای ارضای نیازی به تعویق بیندازید و همسر شما هم چنین می کند، زیرا این قراردادی است که با یکدیگر در دایره گفتگو منعقد کرده اید.

صفحه 10 از 13« بعدی...89101112...قبلی »