سوسول فا

بایگانی‌ها سبک زندگی - سوسول فا - پرتال تفريحي,سرگرمي,دانلود فیلم,آهنگ

یکشنبه , ۲ مهر , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

نحوه تشخیص آجیل های سمی در بازار

نحوه تشخیص آجیل های سمی در بازار

تاثیرات آلودگی هوا بر روی خواب ما چیست؟

تاثیرات آلودگی هوا بر روی خواب ما چیست؟

برای خانه تکانی یخچال فریزر را چگونه تمیز و بوزدایی کنیم تمیز کردن یخچال عصاره وانیل گردش هوای داخل یخچال مواد بوزدا یخ‌زدایی کنید

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

یخچال فریزر به دلیل مواد غذایی، میوه و سبزیجاتی که درون آن قرار دارند ممکن است بوی نامطبوعی داشته باشند. با ما همراه شوید تا شما را با روش های تمیز کردن و بو زدایی یخچال و فریزر آشنا کنیم.

بسیار مهم است یک جوان قبل از اینکه تصمیم بگیرد زندگی مستقلی داشته باشد، بداند برای این سبک زندگی، دقیقا چه چیزهایی را باید فراهم کند. این نوع از زندگی چه ویژگی هایی دارد و خود را برای چه چیزهایی باید آماده کند.

با مدرنتر شدن زندگی، سبک زندگی بسیاری به کلی زیر و رو شده است؛ از واردشدن رایانه و گوشی های همراه هوشمند و اینترنت گرفته تا تحصیلات بالاترو شغل های متنوع تر و زندگی های مستقل از خانواده. جوانان امروز، پدیده ای را به وجود آورده اند به نام زندگی مستقل، زندگی مجردی یا هر اسمی که بخواهید روی آن بگذارید اما این سبک زندگی، بسیار وقت نیست در ایران، در بین جوانان رواج یافته است.

تا همین چند سال پیش، اغلب جوانان با خانواده های خود زندگی می کردند تا زمانی که ازدواج می کردند و خود زندگی خانوادگی تازه ای را تشکیل می دادند و همراه با همسرشان و بعد فرزندان، به زندگی ادامه می دادند.

در پاسخ به اینکه چرا جوانان به زندگی مستقل روی آورده اند، عوامل بسیاری را می توان برشمرد؛ امکان تحصیل در مقاطع بالاتر و در شهرهای دیگر، کار و درآمد و در نتیجه استقلال مالی، استقلال مالی بیشتر در بین دختران، مدرن شدن زندگی در کشور، سخت تر شدن شرایط ازدواج و …

دلیل آن را هر چه بدانیم و هر دیدگاهی که نسبت به آن داشته باشیم، خواه مثبت و خواه منفی، این واقعیتی است که هر چند با فرهنگ ما سازگار نیست اما اگر جوانی تصمیم به چنین زندگی گرفت ،باید چگونه رفتار کند تا آسیب کمتری ببیند؟

از جمله، بسیار مهم است یک جوان قبل از اینکه تصمیم بگیرد زندگی مستقلی داشته باشد، بداند برای این سبک زندگی، دقیقا چه چیزهایی را باید فراهم کند. این نوع از زندگی چه ویژگی هایی دارد و خود را برای چه چیزهایی باید آماده کند.بدون شناخت صحیح از یک سبک زندگی، احتمال اینکه در آن دچار دردسر شویم بیشتر است. باید دیدگاهی واقع بینانه داشت و برای آن آمادگی کافی را به دست آورد.

توانایی نه گفتن

اگر دوست دارید مستقل زندگی کنید و در حال برنامه ریزی برای آن میباشید، بدانید در آینده ای نه چندان دور، به شدت به این توانایی نیاز پیدا خواهید کرد. وقتی با خانواده زندگی می کنید، حضور خانواده، خود به خود، سبب می گردد بعضی خواسته ها را از دیگران نشنوید اما همین که مستقل شدید، دوستانی سر و کله شان پیدا می گردد که انتظارات و خواسته های تازه دارند. می خواهند با شما بمانند، می خواهند مدتی خانه خود را در اختیار آنها قرار دهید و …

باید بتوانید برای خود چارچوب هایی را تعیین کنید. بدانید که به چه کسانی اجازه ورود به این حریم تازه را خواهید داد و تا چه حدی، خواسته های آنها را خواهید پذیرفت. برنامه خود را فراموش نکنید و نگذارید وقت شما را بقیه برنامه ریزی کنند.

خودتان باید کنترل امور را دردست داشته باشید، برنامه مشخصی داشته باشید و به آسایش، امنیت و حریم خصوصی خود فکر کنید.

هزینه های معمول و هزینه های فصلی و غیرمنتظره را حساب کنید: می توانید یک ماه ریز هزینه ها را یادداشت کنید تا حدودی از هزینه ها را داشته باشید. معمولا هزینه مواد غذایی، شوینده ها، رفت و آمد، شارژ ساختمان، قبض ها و مواردی از این دست، هزینه های معمولی می باشند که باید در نظر داشته باشید

نکات زیر می تواند در این زمینه کمکتان کند:

۱- چارچوب های خود را از حالا مشخص کنید: برگه ای بردارید و مشخص کنید چه چیزهایی را در خانه خود پذیرا خواهید بود و چه چیزهایی را نه. شاید در آینده، تغییراتی در این لیست به وجود بیاورید اما در آغاز، به شما کمک میکند موقعیت های پیش آمده، سریع تر تصمیم بگیرید.

۲- برنامه مشخصی داشته باشید: بدانید قرار است به چه کارهایی برسید و برای چه کارهایی وقت بگذارید. اگر آنها را از اول مشخص نکنید، ممکناست بعد از چند ماه متوجه شوید به هیچ کاری نرسیده اید.

۳- نه گفتن را در موقعیت های مختلف امتحان و تجربه کنید: گاهی از همین حالا به بعضی از درخواست ها، حتی اگر می توانید آنها را بپذیرید، جواب منفی بدهید. واکنش اطرافیان را در برابر پاسخ منفی بشنوید و ببینید چقدر می توانید آنها را تحمل کنید. باید توانایی خود را در این زمینه بالا ببرید.

۴- شاید لازم باشد حتی در مورد دوستانی که به خانه تازه خود دعوت خواهیدکرد فیلترهایی قائل شوید: یک بار با دقت به دوستان خود نگاه کنید و ویژگی های آنها را به یاد بیاورید. لازم نیست به همه اعلام کنید قرار است مستقل زندگی کنید. دست کم، نه از روز اول. از همان ابتدا، خود را با انبوهی از اشخاص و خواسته های احتمالی روبرو نکنید. وقت برای خبر دادن بسیار است.

مدیریت مالی

استقلال مالی

درزندگی مستقل، توان مدیریت مالی بسیار مهم است. خرج خانه به خوراکی ها و پول شارژ محدود نمی شود. بسیار از هزینه ها، درست مانند وظایف اداره یک خانه، ممکن است به چشم شما نیامده باشند. مهم است بین درآمدی که دارید و هزینه های زندگی خود تعادلی برقرار کنید تا دچار مشکل نشوید.

۱- میزان دقیق درآمدخود را بدانید: اگر کار پاره وقتی است یا به صورت پروژه ای کار می کنید و درآمد ثابتی ندارید، میزان متوسط و حداقل آن را بدانید.

زندگی مجردی جوانان

۲- هزینه های معمول و هزینه های فصلی و غیرمنتظره را حساب کنید: می توانید یک ماه ریز هزینه ها را یادداشت کنید تا حدودی از هزینه ها را داشته باشید. معمولا هزینه مواد غذایی، شوینده ها، رفت و آمد، شارژ ساختمان، قبض ها و مواردی از این دست، هزینه های معمولی می باشند که باید در نظر داشته باشید.

۳- همیشه مقداری پس انداز برای شرایط پیش بینی نشده داشته باشید.

۴- اگر دچار مشکل مالی شدید، با خانواده خود در میان بگذارید: کمک گرفتن در شرایط خاص، نشانه ضعف شما یا کم آوردن در زندگی مستقل نیست. بهتر است با کمک آنها چاره ای پیدا کنید تا اینکه به دردسرهای بیشتری بیفتدی.

حس‌هایی که سر و کله شان پیدا می‌شود

تنها زندگی کردن، شما را در موقعیتی قرار می دهد که ناگهان ممکن است با حس هایی روبرو شوید که قبلا در خود سراغ نداشته اید. البته، می تواند احساس آرامش، استقلال و ماندن آن را به دنبال داشته باشد اما در عین حال، به سبب اینکه دیگر خانواده یا هم اتاقی ها مانند خانه والدین یا خوابگاه در اطرافتان نیستند، ممکن است احساس کنید بسیاری تنها میباشید.

برخی دچار این احساس می شوندکه هیچ کس دوستشان ندارد. دچار احساس کنار گذاشته شدن می شوند.

* بهتر است خودتان را برای چنین حس هایی آماده کنید. بدانید طبیعی می باشند و زمان می برد تا یاد بگیرید چطور به خوبی از عهده آنها بربیایید.

* اطلاعات خود را افزایش دهید و سعی کنید راهکارهایی داشته باشیدتا به این حس ها بسیار دچار نشوید و اگر هم شدید، بتوانید آنها را مدیریت کنید. می توانید از تجربیات دیگرانی که مستقل زندگی کرده اند استفاده کنید.

* دوستان مطمئن پیدا کنید که در چنین شرایطی به شما کمک کنند.

* ارتباط خود را با خانواده قطع نکنید و از جریانات خانه آنها باخبر باشید. خود را برای مهمانی هایشان برسانید و به خودتان فرصت دهید احساس تعلق به خانواده را در خودنگه دارید.

برنامه ریزی داشته باشید

احتمالا برای زندگی خود برنامه هایی دارید. چیزهایی هست که به آنها علاقمندید، مهارت هایی هست که می خواهیدبه دست بیاورید. شاید بخواهید پول پس انداز کنید، یا مهارت های زبانی خود را تقویت کنید. شاید کتاب های بسیاری هست که می خواهید بخوانید یا فیلم های بسیاری می باشند که می خواهید ببینید. شاید بخواهید بدن خودرا تقویت کنید یا در یک رشته ورزشی مهارت های خود را بالا ببرید. شاید به یک رشته هنری علاقه دارید و رویای ترتیب دادن یک نمایشگاه را در سر می پرورانید.

ممکن است آرزوهای بسیاری داشته باشید. برنامه هایی فراوان که خیال کنید به محض مستقل شدن وقت و آزادی کافی داشتن، به همه آنها خواهید رسید اما فراوانند جوانانی که بعد از چند سال زندگی مستقل، هنوز به هیچ یک از آرزوهای خود نرسیده اند. حتی تلاشی هم برای آن نکرده اند. سبب اصلی آن هم بدون برنامه بودن و اسیر احساس های منفی شدن است.

برای رسیدن به مرحله های کوچکی که تعیین کرده اید به خودتان پاداش بدهید. هر چه این قدم ها کوچکتر باشند، احتمال اینکه زودتر به آنها برسید بیشتر است

۱- بدانید چه می خواهید. هدف نهایی تان در هر حوزه ای چیست؟

۲- برای رسیدن به هدف، چه مراحلی را باید طی کنید؟ سعی کنیدآنها را دقیق روی کاغذ بیاورید.

۳- زمان بندی کنید. اگر برای رسیدن به هر مرحله، زمانی را مشخص نکنید، چشم باز می کنید و می بینید ماه ها قبل است اما هیچ اقدامی نکرده اید. به خصوص، وقتی وارد زندگی مستقل می شوید با انبوهی از کارها و مسئولیت های تازه و حس های منفی که ممکن است تجربه کنید، اصلا بعید نیست زمان را از دست بدهید.

۴- برای رسیدن به مرحله های کوچکی که تعیین کرده اید به خودتان پاداش بدهید. هر چه این قدم ها کوچکتر باشند، احتمال اینکه زودتر به آنها برسید بیشتر است. بنابراین، زودتر به پاداش خود می رسید، حتی اگر این پاداش یک تیک زدن در برنامه تان باشد. در این صورت، انگیزه بیشتری برای ادامه و رسیدن به هدف خود خواهید داشت.

یکی از چالش هایی که در زندگی مشترک مطرح می شود، این است که کاری کنیم تا رابطه، تازه و با شور و نشاط باقی بماند. یکی از عوارضی که روانشناسان امروزه در روابط به وفور مشاهده می کنند، این است که پس از گذشت مدت زمانی رابطه زوجین تبدیل به رابطه خواهر و برادری می شود و رابطه جنسی هیچ نقشی را در زندگی آنها بازی نمی کند و نتیجتاً جایگاه اولیه خود را از دست می دهد. در زندگی مشترک باید طوری برخورد کنید که به شهوت یکدیگر دامن بزنید.

این امر در سایه شعله های کوچک، سوزان باقی نخواهد ماند. زوجین باید اولین اولویت خود را برقراری رابطه جنسی قرار دهند. برای خانواده هایی که زندگی پر مشغله ای را دنبال می کنند و هر کدام مجبورند بر سر دو شغل متفاوت حاضر شوند، باید طوری برنامه ریزی کنند که به جنبه جنسی زندگی خود نیز برسند.

زمانیکه صحبت از رابطه جنسی به میان می آید اغلب افراد تصور می کنند تحریک کردن امری است که به خودی خود به وقوع میپیوندد؛ اما حقیقت چیز دیگری است. یک رابطه جنسی ایده آل، مانند یک موفقیت شغلی، نیازمند تعهد، التزام، تلاش، خلاقیت و تمرین می باشد. جمع کثیری از افراد تنها برای رهایی از یکنواختی، نزدیکی انجام می دهند و روابط جنسی آنها رضایت بخش نیست.

مدت زمان زندگی زناشویی
هر چه رابطه بلندتر باشد، ریسک اینکه زوجین به انجام مرسومات بد خود عادت پیدا کنند، بیشتر می شود. بسیاری از آقایون فراموش می کنند که چگونه باید با همسرانشان معاشقه کنند. مردی که با همسرش مثل دوران نامزدی رفتار می کند، کسی است که می تواند تا آخر عمر همسرش را عاشق خودش نگه دارد. شادی و میل و علاقه امری نیست که خود به خود در رابطه ایجاد شود. بلکه باید آنرا بکارید، و برایش زحمت بکشید تا بارور شود.

این امر نیازمند مهارت، توانایی و دانش است. برای بهبود و ارتقای چنین مهارت هایی، هر دو طرف باید نسبت به یکدیگر متعهد باشند، از هم یاد بگیرند، و دریابند که از چه طریقی می توانند دیگری را به لذت برسانند. شاید برای یک خانم مالش کمر خیلی شهوت برانگیزتر از تحریک مستقیم آلت تناسلی باشد.

در هنگام ابراز عشق و علاقه توجه هر یک از طرفین باید به طور مستقیم به دیگری معطوف باشد. این امر باعث ایجاد رضایت بیش از اندازه ای در هر دو طرف می شود. چه کسی است که نیازمند یک چنین توجه و تمرکزی نباشد؟ زمانیکه رابطه به صورت رسمی در می آید، توجه افراد نسبت به یکدیگر معمولاً به صورت دیگری، نظیر گرایش به سمت دوستان، کار، سرگرمی و کودکان، تغییر حالت پیدا می کند، و همین مقوله پس از گذشت چندی به صورت یکی از چالش های بحث برانگیز زندگی مشتزک میشود.

تاثیر وجود فرزندان در زندگی مشترک ی بروی علاقه جنسی
پاسخ: وجود فرزندان می تواند تا اندازه ای از میل و رغبت جنسی زوجین بکاهد. در چنین مواقعی معمولاً شوهرها تصور می کنند که علاقه خانم ها نسبت به آنها کمتر شده و بیشتر به سمت کودکشان تمایل پیدا کرده اند. آقا در چنین شرایطی باید با داد و فریاد های یک کودک به زندگی خود ادامه دهد که خیلی پیش از اینکه متوجه شود تبدیل به یک نوجوان با درخواست ها متفاوت می شود. بچه ها به شدت والدین خودشان را خسته می کنند و هیچ چیز نمی تواند مانند خستگی، اشتیاق و علاقه زن و مرد به رابطه جنسی را از میان ببرد.

پیشنهاد من این است که زوج ها زمانی را به زندگی مشترک خود اختصاص دهند و فارغ از هر گونه نگرانی پیرامون برنامه های کودکان به رابطه خصوصی خود بپردازند. یک آخر هفته را به دور از بچه ها سپری کنید، این کار معجزه می کند و در عین حال توانایی های مراقبت و سرپرستی از کودکان را نیز تا حد بسیار زیادی افزایش می دهد.

یکی از بزرگترین هدایایی که هر پدر و مادری می توانند به فرزندان خود بدهند، یک زندگی مشترک خوب و سالم است. برای تربیت مناسب فرزندان باید بر روی اشتیاق و علاقه به زندگی مشترک و خلق عشق و محبت نیز کار شود و در کنار آن یاد گیری تکنیک های جدید تربیت فرزندان نیز نباید فراموش شود.

کم و یا زیاد شدن میزان اشتیاق و علاقه زوجین با وجود استرس
دقیقاً همین طور است. چه استرس خارجی باشد: مانند فشارهای کاری، و یا درونی باشد: مثل مشکلات خانوادگی، به هر حال بر روی میزان اشتیاق و علاقه همسرها نسبت به برقراری رابطه جنسی تاثیر می گذارد.

اجازه دهید با حقیقت روبرو شویم. زمانیکه کودک را می خوابانیم، آشپزخانه را تمیز می کنیم، به فکر پرداخت قبوض مختلف هستیم، گل ها را آب می دهیم و تلفن های ضروری را انجام می دهیم، تنها کاری که دوست داریم انجام دهیم، خوابیدن است. شاید در موارد نادر، اگر بخواهیم خوش بین باشیم، به یک رابطه جنسی اجباری و غیر رضایت بخش، تن می دهیم، اما بیشتر اوقات یک چنین رابطه ای هم وجود ندارد و فقط اسم زن و شوهر بر روی شما گذاشته اند.

 راه حل
سعی کنید کمی از منطق شخصی خودتان استفاده کنید: یک دوز کامل از فهم و درک متقابل، و مقداری بخشندگی.

ابتدا هر دو نفر باید یاد بگیرند که انتظارات منطقی از هم داشته باشند. تنها با یک جرقه کوچک، نمی توانید شعله های سوزان رابطه جنسی را برای همیشه روشن نگاه دارید. زمانی این حس زنده نگه داشته می شود که آرزوی خالصی در برآوردن نیازهای طرف مقابل داشته باشید.

اگر می خواهید حس عشق و علاقه شریک زندگی خود را همواره زنده نگه دارید، میتوانید در طول هفته او را ناز و نوازش کنید و تحریک های اصلی رابرای صبح جمعه که بچه ها به خانه دوستانشان می روند، تمام ظرف ها شسته شده و کاری برای انجام دان نمانده، نگه دارید.

البته در تمام زندگی ها، پستی و بلندی وجود دارد و زمان هایی هستند که هر دو طرف خسته هستند و برخی لحظات دیگر نیز هستند که طرفین لحظات شادی را در کنار هم ترجبه می نمایند. اما باید توجه داشته باشید که لحظات شاد تنها در سایه تعهد، درک متقابل، و تقسیم کار امکان پذیر خواهد بود.

بنابراین اگر شما به دنبال یک اشتیاق و علاقه خالص و حقیقی در زندگی مشترک خود هستید، تنها با اتکا به رابطه جنسی نمی توانید آنرا تجربه کنید، بلکه درصد زیادی از آن با توجه به چیزهایی که به طرف مقابل می بخشید، عایدتان خواهد شد. سعی کنید بیش از اندازه خودمحور نباشید و به نیازهای فرد دیگر نیز توجه داشته باشید؛ در یک چنین موقعیتی، عشق و محبت برای همیشه میان شما ادامه پیدا خواهد کرد.

تاثیر خصوصیات اخلاقی و مهربانی ذاتی روی رابطه
من یک مثلی شنیده ام که: “معشوقه خوب بودن مانند رهبر خوب بودن اکتسابی است نه ذاتی.” ما باید کاری کنیم که خودمان به نحوی عشق و علاقه را در رابطه خلق کنیم. موفقیت در بستر تنها در سایه ذهن باز، گرایش به یادگیری، عشق ورزیدن به شریک، و علاقه به بخشش، میسر خواهد شد.

می خواهم کمی بیشتردر مورد حس بخشش توضیح بدهم. به نظر من یکی از فاکتورهای اصلی تعیین کننده موفقیت در زندگی زناشویی، همین توجه به دیگری و در نظر گرفتن نیازهای فردی اوست. بیشتر اوقات، ما تنها برروی نیارهای خودمان تمرکز می کنیم و فقط به فکر برآورده ساختن نیازهای خودمان هستیم و تمام فکرمان به رضایت فردیمان محدود می شود و به همین دلیل کم کم نیازهای فرد مقابل به دست فراموشی سپرده می شوند.

اگر بتوانیم این مرکز توجه را از سوی خودمان، به سمت شریک زندگیمان تغییر جهت داده و همه توجهمان را به او منعطف کنیم، می توان گفت که به طور کلی “رابطه” و به طور اخص “سکس” به صورت باورنکردنی، بهبود پیدا می کند.

کاسته شدن میزان شهوت به مرور زمان
هیچ مدرک مستندی مبنی بر این امر وجود ندارد، اما در تمام روابط می توان به وضوح چنین چیزی را مشاهده نمود. یک فرد ۶۰ ساله شهوت یک فرد ۲۰ ساله را ندارد. اما یک فرد ۶۰ ساله با بهره گیری از تجربیاتش به راحتی می تواند کمبود انرژی را جبران نماید. یکی از قدرتمندترین اندام های جنسی، ذهن انسان است نه آلت تناسلی. ذهن بشاش و زنده، به راحتی میتواند جسم سالخورده را به تحرک وا دارد. برخی از افراد سالخورده بشاش و سلامت هستند که برق چشمانشان از برق چشمان نوه هایشان نیز شفاف تر و گیرا تر است.

باید توجه داشت که اشتیاق و علاقه به تنهایی برای برقراری یک رابطه جنسی رضایت بخش، کافی نیست. بلکه رابطه نیازمند حرارت و گرمای عشق نیز می باشد. یکی از مهمترین راههایی که از طریق آن می توانید رضایت جنسی را همواره در زندگی جنسی خود، تجربه کنید، این است که در طول زندگی بیشتر با هم گفتگو کنید. باید یاد بگیرید که چگونه میتوانید به حرف های طرف مقابل گوش کنید، آنها را بپذیرید، اشتباهاتشان را فراموش کنید و به زندگی رمانتیک خود ادامه دهید.

راهی برای ایجاد مجدد اشتیاق و علاقه ای زمانیکه احساس می کنیم وجود ندارد
اولین قدم این است که تشخیص دهید اشتیاق و علاقه در زندگی شما کاهش پیدا کرده است. سپس در پی یافتن چاره ای برای آن باشید. زوج هایی که به کیفیت رابطه خود اهمیت می دهند، این مسئله برایشان از اهمیت خاصی برخوردار است و بر روی آن دقیق می شوند. آنها معمولاً با یکدیگر پیرامون این مطلب صحبت می کنند و دست به دست هم به دنبال یافتن راهی برای از بین بردن و یا متوقف ساختن آن هستند.

باید بدانیم که عشق “اسم” نیست بلکه “فعل” است؛ یا به عبارت د یگر، به خودی خود بوجود نمی آید، بلکه باید آن را خلق کرد. عشق چیزی نیست که شما به داخل آن هل داده شوید، بلکه امری است که باید برروی آن کار کنید و برای بدست آوردن آن زحمت بکشید.


یک رابطه خوب جنسی، چیزی نیست جز یک رابطه خوب محاوره ای. برای گفتگو، پیش از هر چیز باید بدانید که چگونه می توانید به صحبت های فرد مقابل گوش فرا دهید. برای گوش دادن باید مسیر خود را رها کنید و با راه طرف مقابل، هم مسیر شوید. باید ذهن خود را از هر گونه جر و بحث و مشاجره خالی کنید. قضاوت و پیش داوری را کنار بگذارید، انتظارات بیجا را فراموش کنید و با روی باز از نظریات طرف مقابل استقبال نمایید.

نزدیکی خوب، نتیجه یاد گیری گوش کردن به حرف های طرف مقابل است. بسیاری از ما با خودمان افکار مختلفی را به اتاق خواب حمل می کنیم. این افکار می توانند شامل باید ها و نباید های خانوادگی در مورد رابطه جنسی باشند و یا شامل درکی که از فیلم ها در مورد واکنش یک معشوقه خوب داریم، باشند. ممکن است زمانی که آقا در حال تمرین حرکات ژیمناستیکی که از یک هنر پیشه خیالی هالیوود دیده، باشد، به خانم احساس ناراحتی و ناامیدی دست دهد.

هم خانم ها و هم آقایون، باید یاد بگیرند که خودشان را به همدیگر اثبات کنند و یکدیگر را ارضا نمایند؛ زمانیکه به این هدف برسند، پاداش آنها چیزی جز یک رابطه عاشقانه و آتشین نخواهد بود.

به رفاقت‌های ساده‌ بین خودتان و دوستان‌تان نگاه کنید. فکر می‌کنید چه چیزی شما را به رفاقت‌هایتان پایبند می‌کند؟! حتی در یک رفاقت ساده هم نیاز به وجوه مشترک است، چه برسد به ازدواج و زندگی مشترک

اشتراک داشتن اولین و مهم ترین شرط یک رابطه پایدار و متعادل است. آدم هایی که تفاوت های زیادی با هم دارند مدت ها طول می کشد که به نقطه ای مشترک برسند و بتوانند روحیات، عقاید، جهت گیری ها و افکار هم را تحمل کنند. بنابراین، اگر در دوره آشنایی به وجود شباهت ها توجه نداشته باشید، در ادامه به مشکل خواهید خورد.

یکی از مهم‌ترین مواردی که باید به آن دقت کنید، طرز فکر یکسان است. این‌که آدمی نسبت به مسائل مختلف زندگی چه‌جوری نگاه می‌کند خیلی مهم است، چون افکارش به اعمالش تبدیل می‌شود و طرز فکر آدم ارتباط مستقیمی با سبک زندگی‌اش دارد.

جهان‌بینی شما کل زندگی شما را تشکیل می‌دهد. این‌که نگاه شما نسبت به دنیا و اتفاقاتی که در آن می‌افتد چه باشد و درباره‌ آن‌ها چه طور فکر ‌کنید، سبب واکنش‌های شما می‌شود و این واکنش‌ها زندگی شما را می‌سازد. به واکنش‌های فرد مقابل‌تان دقت کنید. در برابر اتفاقات مختلف چه واکنشی نشان می‌دهد؟ این می‌تواند طرز فکر او و جهان‌بینی او را به شما نشان دهد.

این‌که آدمی فهم و درکش نسبت به مسائل مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اعتقادی و مذهبی و… مثل شما باشد، یعنی طرز فکرش در تمام این موارد با شما یکسان است. مثلا درباره‌ پول، درباره تفریح و سرگرمی، درباره روابط اجتماعی و… همان‌جوری فکر می‌کند که شما فکر می‌کنید، در نتیجه واکنش‌های‌تان هم نه دقیقا مثل هم، اما در یک راستا می‌شود! بنابراین زندگی راحت‌تر و متعادل‌تری می‌توانید با هم داشته باشید.

بعضی از آدم‌ها جهان‌بینی شان اسلامی است، یعنی خدا و دستورات اسلام محور زندگی‌شان است. بعضی‌ها جهان‌بینی خاص خودشان را دارند، بسته به نوع آدمش، زندگی حول محور یک چیزی می‌چرخد مثلا بعضی‌ها زندگی‌شان حول محور لذت می‌چرخد و آدم‌های لذت طلبی هستند، یعنی کاری را در صورتی انجام می‌دهند که در آن لذت باشد.

بعضی‌های دیگر زندگی‌شان حول محور منفعت‌طلبی می‌چرخد، یعنی کاری را انجام می‌دهند که به نفع‌شان باشد و …. خلاصه که بروید و حساب‌تان را باخودتان صاف کنید که زندگی‌تان حول محور چه چیزی می‌چرخد؟ بعد بروید آدمی را پیدا کنید که محور زندگی‌اش مثل خودتان باشد، تا بتوانید در کنار هم به خوبی زندگی کنید! یاحق…

یادتان باشد، یک ‌سری از موارد باید قبل از ازدواج مشترک و یکسان باشد، ولی بعضی چیزها را هم بعد از ازدواج می‌توان با کسی شریک شد. برای شما چه چیزهایی ارزش‌مند است که فکر می‌کنید اگر در آن با فرد مقابل‌تان مشترک باشید، زندگی متعادل‌تری دارید؟ آنها را فهرست کنید و بنویسید دلیل اهمیت شان برای شما چیست و از صفر تا ۱۰۰ چه نمره ای از اهمیت را به آن می دهید. حالا آنها را به ترتیب نمره، مرتب کنید تا متوجه شوید که معیارهای اصلی شما کدام اند و در چه مواردی انتظار تشابه، اشتراک و تناسب را دارید و در چه مواردی می توانید اختلاف نظر را تحمل کنید

نخستین نشانه: شروع تند و خشن
نخستین نشانه که طلاق را پیش بینی می کند، شروع بحث است، زیرا ۹۶ درصد از اوقات روش شروع بحث می تواند روشی را که بحث پایان می پذیرد، پیش بینی کند. موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده ای یک شروع تند و خشن همچون منفی بودن ، اتهام یا تحقیر شروع می کند، بحث اساساً محکوم به شکست خواهد بود. در سوی دیگر، موقعی که یکی از همسران بحث را با استفاده از یک شروع نرم آغاز می کند، بحث به احتمال زیاد سرانجام مثبتی خواهد داشت.
دومین نشانه: ۴ تعامل منفی
یک شروع تند و خشن می تواند بحث همسران را به سقوط در یک مسیر تعامل منفی منتهی کند. این تعامل منفی می تواند زندگی مشترک را ویران کند. در حقیقت، چهار نوع تعامل منفی وجود دارد که برای یک زندگی زناشویی مهلک است. معمولاً این چهار نوع تعامل آرام آرام و به ترتیب وارد قلب زندگی های مشترک می شوند: انتقاد، تحقیر، حالت تدافعی گرفتن و اشکال تراشی.
• عیب جویی : نخستین عامل مهلک انتقاد به معنای عیب جویی است بین عیب جویی و شکایت به معنای غرولند کردن تفاوت وجود دارد، زیرا ممکن هر یک از همسران شکایت های خاصی در مورد برخی از خصوصیات یا رفتارهای همسرش داشته باشد. غرولند کردن در مورد برخی از رفتارهای طرف مقابل عادی است، اما روشی که فرد این غرولندها را بیان می کند، مهم تر است. مشکل از جایی شروع می شود که شکایت ها به انتقاد و عیب جویی مبدل می شود. غرولند کردن بر یک رفتار خاص متمرکز است، در حالی که در عیب جویی به شخصیت فرد مقابل حمله می شود. براساس تحقیقات من، عیب جویی در روابط خیلی رایج است و اغلب وقتی استفاده می شود، به تعامل منفی دوم یعنی تحقیر و اهانت منجر می شود.
• تحقیر و اهانت تحقیر و اهانت، اغلب بعد از عیب جویی اتفاق می افتد. عیب جویی می تواند به اظهارات تحقیرآمیز به سوی همسر منجر شود. چند نمونه از این اهانت ها و تحقیرها موقعی است که فرد از طعنه، بدبینی، فریاد زدن، چشم غره رفتن، تمسخر کردن و یا بیان خصمانه استقاده می کند. تحقیر بدترین نوع تعامل منفی از میان این چهار تعامل است، زیرا نفرت را نسبت به شخص مقابل بیان می کند. نتیجه اینکه تعارض افزایش می یابد و موقعی که پیام فرستاده شده به سوی فرد مقابل بیزاری و تنفر از او باشد، حل مسئله تقریبا غیر ممکن می شود.
• حالت دفاعی به خود گرفتن معمولا موقعی که یکی از همسران از اهانت و تحقیر استفاده می کند، طرف مقابل حالت تدافعی به خود می گیرد که سومین نوع زا تعاملات منفی بین همسران است. دفاعی بودن واکنش بسیار رایج در مقابل بی احترامی و اهانت و تحقیر است. بسیاری از افراد موقعی که مورد انتقاد قرار می گیرند، حالت دفاعی به خود می گیرند، اما مشکل این است که این رفتار هرگز در آن لحظه به حل مسئله کمک نمی کند. حالت دفاعی داشتن در واقع یک روش برای سرزنش همسرتان است. شما با این کار می خواهید بگویید این مشکل من نیست، بلکه مشکل از تو است. نتیجه اینکه مسئله حل نمی شود و تعارض بین همسران افزایش بیشتری خواهد یافت.
• طفره رفتن افزایش تعرض معمولا به این منجر می شود که یکی از همسران رابطه اش را با طرف مقابل کاهش دهد و این نشانه ای است که چهارمین نوع تعامل منفی یعنی طفره رفتن وارد می شود و یکی از همسران به فرد مقابل توجه نمی کند. طفره رفتن در بین مردان رایج تر از زنان است. این یک راه برای اجتناب از احساس طغیان کردن است که معمولا موقعی که یک تعارض افزایش می یابد، اتفاق می افتد. فرد طفره رونده تمایل که با همسرش بی اعتنایی کند و نسبت به رفتارها و حرف های او حساسیت نشان ندهد که همین موضوع همسرش را عصبانی تر می کند. هر یک از این چهار نوع تعامل می تواند به خودی خود طلاق را پیش بینی کند، اما معمولا آنها که این چهار نوع تعامل منفی را دارند، خودشان را در یک زندگی مشترک ناشاد می بینند.
سومین نشانه: ظغیان کردن
سومین نشانه که نشان دهنده این است که زندگی زناشویی به سمت طلاق می رود ، موقعی است که یکی از همسران طغیان کند. طغیان کردن به این معناست که تعامل منفی همسرتان- خواه در ظاهر عیب جویی، تحقیر یا حتی حالت دفاعی داشتن – بسیار درهم شکننده و موقتی است و معمولا به طرف مقابل یک شوک بزرگ دست می دهد. بسیاری از افراد با بی قیدی یا طفره رفتن ، خودشان را از احساس طغیان کردن محافظت می کنند. این قطع رابطه عاطفی می تواند یکی از همسران را از این احساس شدید منفی محافظت کند، اما در همین زمان می تواند به طلاق نیز منجر شود.
چهارمین نشانه: زبان بدن
تغییرات فیزیولوژیکی در بدن همچون افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و افزایش فشار خون که همزمان با طغیان کردن است، چهارمین نشانه ای که می توان با آن طلاق را پیش بینی کرد. این تغییرات فیزیولوژیکی در بدن ادامه بحث را غیرممکن می کند، توانایی تان برای پردازش اطلاعات را کاهش می دهد به این معنی که توجه به آنچه همسرتان می گوید سخت تر می شود، حل مساله خلاقانه از پنجره ذهنتان خارج می شود و در خزانه رفتاری تان تنها واکنش های دفاعی و از لحاظ منطقی غیر منطقی باقی می ماند؛ رفتارهایی مانند نزاع (برای مثال: انتقاد، تحقیر و اهانت و غیره) یا گریختن (برای مثال؛ طفر رفتن) بحث برای حل مساله که یکی از همسران یا هر دو را به طغیان کردن منتهی کند، محکوم به شکست است و در نتیجه، مسئله حل نمی شود.
پنجمین نشانه: تلاش های اصلاحی شکست خورده
پنجمین نشانه که نشان می دهد یک ازدواج به طلاق منتهی می شود ، موقعی است که اقدامات یکی از همسران در ترمیم و اصلاح تعارض با شکست منتهی شده باشد. اقدامات اصلاحی تلاش هایی هستند که به وسیله همسران برای کاهش تعارض انجام می شوند اقدام اصلاحی جنگ افزار سری همسران خوشبخت است. این تلاش ها استفاده از هر روشی برای اجتناب از هیجانات منفی خزنده خارج از کنترل است. یک اقدام اصلاحی می تواند حرکتی ساده همچون خنده یا لبخند یا عذرخواهی باشد؛ هر چیزی که به همسران برای کاهش تنش کمک کند. هر چند، اگر یکی از همسران احساس طغیان کردن داشته باشد، این اقدامات اصلاحی ناموفق خواهد بود. همسری که احساس ظغیان کردن دارد، خود را از قید بحث رها می کند و اقدامات اصلاحی را بیهوده می سازد.
ششمین نشانه: خاطرات بد
آخرین نشانه طلاق موقعی است که همسران گذشته مشترک شان را با یک نگاه منفی به یاد می آورند. تحقیقات من نشان دهنده همسرانی که عمیقا با یک منظر منفی به همسرشان نگاه می کنند، اغلب دوباره گذشته شان را می نویسند. منفی گرایی اضافه ای که به این صورت در زندگی همسران وارد می شود، به درک تحریف شده ای منتهی می شود که می تواند بر گذشته، حال و آینده یک رابطه زناشویی تاثیر بگذارد.

با پاسخ دادن به این پرسشها، درخواهید یافت که اعتقادات و باورهای بنیادی تان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست. هنگام پاسخ دادن به این پرسشها، اولین فکری که به ذهن تان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل تان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟
الف ـ این که خواسته ها و سلایق تان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.
ب ـ این که شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد.
ج ـ این که به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوید.
د ـ این که والدین و خانواده تان، او را تأیید می کنند.

۲ـ به نظر شما. زوج ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟
الف ـ این که ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.
ب ـ حتی درصورتی ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.
ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله ای از زندگی مشترک زوج ها محسوب می شود که:
الف ـ باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.
ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.
ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.
د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد.

۴ـ درزندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. این ها:
الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.
ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.
ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.
د ـ به منزله علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهایی جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

۵ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟
الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصبانی نمی شوند، جروبحث به راه نمی اندازند و دعوا مرافعه نمی کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند و خویشتن دار هستند.
ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی زنند و در واقع در زندگی شان، موش نمی دوانند.
ج ـ زوجهای گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی شان لذت واقعی ببرند.
دـ زوج های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه تر و بهتری برخوردارند.

نتیجه آزمون
سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز
سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز
سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است:
به شما تبریک می گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده اید. شما می دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می گذارید و از دریچه دید او به مسایل می نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است:
شما از روحیه ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است:
شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق تان به شدت اصرار می ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.
بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است:
ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده اید؟ اگر پاسخ تان به این سؤال منفی است (که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن است.

انگشت اشاره خود را به سوی مشکلات بیرونی که برای مان اتفاق می افتند می گیریم و زندگی را مشکل تر می کنیم. اما آن چه که باید درک کنیم و به ذهن بسپاریم این است که بزرگی در درون تمامی ما وجوددارد. این ما هستیم که باید آن را از درون خود بیرون بکشیم. صرف نظر از شرایط شخصی، جو اقتصادی و دسترسی به منابع، این درک به ما کمک می کند تا به این نکته پایبند باشیم که هر یک از ما بیش از آن چه که فکر می کنیم قدرتمند هستیم.

همه ما این توانایی را داریم که در زندگی مطلوب خود را بسازیم. تنها باید بدانیم که چگونه آن را انجام دهیم. آیا فرمول دقیقی وجود دارد؟ خیر. اما جنبه های خاصی وجود دارند که افراد موفق به نمایش می گذارند و هرکسی می تواند آن را انجام دهد. آن ها نمی توانند جهش آغازین زندگی تان باشند و آن چه را که برای زندگی تان می خواهید، جذب کنند. به سختی می توانید فرد موفقی را بیابید که از این ۷ نکته پیروی نکرده باشد:

۱- مسوولیت زندگی خود را کمتر از ۱۰۰ درصد قبول نکنیدیکی از افسانه های فراگیر این است که شما مستحق یک زندگی عالی هستید و این که به هر حال جایی، کسی مسوول پرکردن زندگی ما با شادی مداوم، انتخاب شغلی هیجان انگیز، پرورش خانواده و ارتباطات سعادتمند شخصی خواهدبود. اما واقعیت این است که تنها یک فرد وجود دارد که مسوول کیفیت زندگی شماست. آن فرد شما هستید.

هر نتیجه ای در زندگی شما محصول اعمال شماست. درآمد، قرض، ارتباطات، سلامتی، تناسب اندام و رفتارها. آن شخصی که در آینه بر شما تاثیر می گذارد، راهنمای اصلی زندگی تان است. به او سلام کنید.

فکر می کنم هرکسی در اعماق وجود خود این نکته را می داند اما فکر می کند می تواند یاری کند. بسیاری از افراد با فکر کردن به عوامل بیرونی که منبع خطا، ناامیدی و عدم شادی هستند، زندگی خود را تباه می کنند. اما حقیقت این است که عوامل بیرونی تعیین کننده زندگی شما نیستند. شما کنترل کامل روی کیفیت زندگی خود دارید.

افراد موفق برای افکاری که دارند، تصاویری که در ذهن می بینند و اعمالی که انجاممی دهند، کاملا مسوول هستند. آن ها وقت و انرژی خود را برای سرزنش کردن و شکایت تلف نمی کنند. آن ها تجربیات خود را ارزیابی می کنند و تصمیم می گیرند که آیا نیازی به تغییر آن ها هست یا نه. آن ها با شرایط سخت رو به رو می شوند و به منظور خلقزندگی مطلوب خود خطر می کنند.

۲- برای این که چرا در این وضعیت هستید دلیل روشنی داشته باشیدباور من این است که هریک از ما با هدفی به دنیا آمده ایم. شاید شناسایی، تصدیق و احترام به این هدف از مهم ترین کارهای افراد موفق است. آن ها برای درک این که برای انجام چه کاری این جا هستند وقتی می گذارند و سپس با اشتیاق و انرژی آن را دنبال می کنند. اگر نمی دانید که قرار است چه کاری انجام دهید، به نشانه های اطراف خود دقت کنید. کمک و راهنمایی خواستن از دیگران مفید است؛ اما فراموش نکنید که روی خود متمرکز شوید. رفتارهای تان، گرایش ها، علایق و بی علاقگی ها و تجربیات زندگی تان.

آن چه را که کارآیی دارد یا کارآیی ندارد، بشناسید. اگر لازم است تمامی آن ها را بنویسید. با آن چه که کشف خواهید کرد، شگفت زده خواهیدشد.

۳- تصمیم بگیرید که چه می خواهیدبه نظر ساده می رسد، اما مشکل اینجاست: بسیاری از افراد را می بینیم که بسیار پرمشغله هستند، اما راضی نیستند و احساس نمی کنند که کار مطلوبی انجام می دهند. آن ها از نظر جسمی خسته اند، از نظر روحی خشک هستند. بسیار از آن چه که دوست دارند باشند دورند. گویی روی تردمیل می دوند و به سرعت به ناکجا می روند. چرا؟ زیرا آن چه را که می خواهند طراحی نکرده اند و بعد برای رسیدن به آن گام برنداشته اند.

به جای شناسایی اهداف خاص، مراحل مهم و رویاها (منظورم رویاها و اهداف بزرگ است) خود را با کارهای روزمره و پرداختن به امور بی اهمیت سرگرم می کنند. در پایان هم… می توانید حدس بزنید… انرژی زیادی را هدر می دهند. در ضمن، دیگر الهاماتی ندارند و با وجودشان در ارتباط نیستند و یک زندگی نامتعادل را تجربه می کنند.

یکی از مهم ترین دلایل این که چرا بسیاری از افراد به آن چه می خواهند نمی رسند این است که تصمیم نگرفته اند که چه می خواهند. آن ها آرزوهای خود را به روشنی و با جزییات دقیق تعریف نکرده اند. موفقیت از نظر شما چگونه است؟ تعریف همه از موفقیت یکسان نیست و نباید هم باشد.

اجازه ندهید که احساسات متمایل به زشتی و سیاهی، مانعی در برابر بزرگ آرزوکردن تان باشد. به محض این که در رویایی بزرگ غرق می شوید و واقعا آن را دنبال می کنید، ذهن ناخودآگاه خلاق تان با ایده هایی بی نظیر برای تحقق آن ظاهر می شود. جذب افراد، منابع و موقعیت های موردنیاز برای تحقق رویای تان را آغاز خواهید کرد. رویاهای بزرگ نه تنها الهام بخش هستند، بلکه دیگران را وا می دارند که نقشی بزرگ ایفا کنند.

۴- باور داشته باشید که امکان پذیر استدر گذشته دانشمندان بر این باور بودند که انسان به به اطلاعاتی که از دنیای بیرون ذهن جریان می یابند، پاسخ می دهند. اما امروز دریافته اند که برعکس، ما به آن چه که ذهن، براساس تجربیات گذشته انتظار رخ دادنش را دارد، پاسخ می دهیم. درواقع ذهن دستگاهی بسیار قدرتمند است؛ می تواند هرچیزی را که می خواهید در اختیارتان قرار دهد. اما شما باید باور کنید آن چه که می خواهید امکان پذیر است.

همچنان که در باور کردن خود گام بر می دارید، صدای بخش شکایت کردن را به حداقل برسانید. به آن چه که درباره اش شکایت می کنید دقت کنید. چاق هستم. خسته ام. از قرض خلاص نمی شوم. شغل بهتری نمی یابم. ارتباطم با پدرم را نمی توانم تحمل کنم. هرگز نیمه گمشده ام را نمی یابم. شکوه ها و شکایت های خود را بررسی کنید. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانید کاری برای آن ها انجام دهید. آن ها در مورد افراد دیگر، چیزهای دیگر یا وقایع دیگر نیستند. آن ها درباره شما هستند.

۵- خود را باور داشته باشیداگر می خواهید در خلق زندگی رویایی تان موفق باشید، باید باور داشته باشید که توانایی تحقق بخشیدن به آن را دارید. نام آن را احترام به خود، اعتماد به نفس یا تایید خود یا هرچیز دیگری که بگذارید، باوری عمیق است که نسبت به آن دارید. توانایی ها، منابع داخلی، استعدادها و مهارت ها برای خلق نتیجه ی رویایی تان.

تصمیم بگیرید که باور دارید که تمام تجربیات خود را خلق می کنید. خودتان، موفقیت را تجربه خواهید کرد و همین شما درد، تلاش و ستیز را نیز تجربه خواهیدکرد. کمی عجیب به نظر می رسد، اما قبول این سطح از مسوولیت، قدرت بخش است. بدین معنی ست که شما می توانید کاری انجام دهید. تغییر ایجاد کنید و هرچیزی باشید برخورد با موانع تنها بدین معنی ست: تپه ای کوچک برای جهش از روی آن.

۶- تبدیل به منفی نگر معکوس شویداین نکته رک و بی پرده است: تصور کنید که چقدر موفقیت آسان تر می شد اگر همیشه از جهان انتظار داشتید که از شما پشتیبانی کند و موقعیت هایی را برای تان فراهم سازد. افراد موفق فقط همین کار را می کنند.

۷- قدرت هدف گذاری را آزاد و رها بگذاریدمتخصصان علم موفقیت می دانند که مغز ارگانیسمی هدف جوست. هر هدفی که به ذهن ناخودآگاه خود می دهید، شب و روز کار می کند تا به آن برسد. به منظور درگیرکردن ناخودآگاه تان، هدف باید قابل ارزیابی باشد. وقتی هیچ معیاری برای ارزیابی وجود ندارد، تنها چیزی که می خواهید یک آرزو، یک ترجیح یا یک ایده خوب است.

گاهی فقط نیاز داریم که یک  هدف اولیه تعیین کنیم تا راه را آغاز کنیم و این خوب است. حداقل کمی فعالیت به همراه دارد تا به آن برسیم. قدم اول می تواند تغییری فوری در حوزه خاصی از زندگی تان باشد. آیا از چیزی که هم اکنون در حال رخ دادن است خشنود هستید؟ برای مطلوب تر کردن آن درخواستی نکنید و با خودتان قدمی بردارید تا تغییری ایجاد کنید.

ممکن است ایجاد تغییر برایتان ناراحت کننده و دشوار باشد. شاید مجبور باشید که وقت، پول و یا تلاش بیشتری صرف کنید. شاید کسی بخاطر آن ناراحت شود و یا باعث شود که از تصمیم خود احساس بدی داشته باشید، شاید تغییر دادن دشوار باشد و یا موقعیتی را از دست بدهید، اما ادامه دادن انتخاب شماست، پس چرا به شکایت ادامه می دهید؟ یا می توانید برای آن کاری بکنید یا نه. انتخاب شماست و برای انتخاب خود مسئول هستید.

اکنون زمان برنامه ریزی گامهای بعدی برای ادامه حرکت و پیشروی سریعتر رسیده است.آیا این فکر که می توانیدزندگی خود را تبدیل به آن چیزی کنید که می خواهید باشد، احساس آسودگی به همراه ندارد؟ آیا شگفت انگیز نیست که موفقیت هایتان به شخص دیگری بستگی ندارد؟

بنابراین اگر لازم است که تنها یک کار انجام دهید تا امروزتان با دیروز فرق داشته باشد، چنین عمل کنید: مسئولت ۱۰۰% تمامی جوانب زندگی تان را برعهده بگیرید. برای ایجاد تغییر تصمیم بگیرید، هر بار یک قدم. وقتی فرایند را آغاز کردید، کشف خواهید کرد که با کنترل افکار، تصویرسازی ذهنی و اعمال خود می توانید به آن چه که می خواهید دست یابید.

صفحه 1 از 1312345...10...قبلی »