سوسول فا

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد ،درد،آرزوی محال، زندگی ِ من

سه شنبه , ۴ مهر , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

درد, آرزوی محال, زندگی ِ من, شعرهای کوته و زیبا شهر نو, صفورا یال وردی

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد

دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد

قهوه و شعر و خیال ِ تو و این باد خنک

باز لبخند بزن ، قهوه شکر می خواهد

امشب آبستنم از تو غزلی شور انگیز

باخبر باش که این طفل پدر می خواهد

غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی

صید دل از کف یک سنگ هنر می خواهد

ترس در جام دلم ریخت، در این راه اگر…؟

یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد

صفورا یال وردی

زندگی ِ من

شب از نگاه پنجره زل زده

به من که روی تخت افتاده ام

همین منی که بعد از افسردگی

به زندگی دوباره دل داده ام

نسیم پرده را تکان میدهد

و پلک پنجره به هم میخورد

دوباره چشم آسمان گریه کرد

به شیشه اشک های نم میخورد

مدام با خودم جدل داشتم

چرا خدا مرا خراب ِ تو خواست؟!!!؟

بیا درون سینه ام را ببین

چه آتشی ز تو میانم به پاست

چرا تو روی تخت من نیستی؟

که مثل این پتو بگیرم بغل

دلم گرفته پس کجایی گلم؟

شبی به خواب من بیا لا اقل

صفورا یال وردی

آرزوی محال

امید روزهای روشنم را

به چشمان سیاهت بسته بودم

دلم گرم حضورت بود ، هرچند

از این سرمای دنیا خسته بودم

سرم سر ریز سودای لبی سرخ

دلم تنگ تنی تبدار و عاشق

هوای رفتن از این شهر خاموش

سفر ،دریا و دل بستن به قایق

هجوم فکر های ناهماهنگ

تنی لرزان و پاهایی گریزان

منو حکم درست و اشتباهش

همه احساس و عقلم پای میزان

دلم دیگر به فکر زندگی نیست

فقط نام تو را می خواند و بس

هوای تو به سَر دارد شب و روز

رها گشته زِ قید ناکس و کس

شبی دیده تو را شیدا تر از خویش

به دست چشمهایت دل سپرده

ز ِ نو آغاز کرده زندگی را

از آن روزی که در پای تو مرده

دلم سوی تو می آید ولی عقل

صدایش میکند : بر گرد برگرد

جدال مست و هشیار است و تنها

به زخم من نمک می پاشد این درد

تو را می خواهم و انگار دنیا

نمی خواهد تو را با من ببیند

اگرچه خوب می داند محال است

کسی غیر از تو در این دل نشیند

به پای ساحل چشمم نشستم

تو را می بینم اما در خیالم

مرا یک روز خواهد کشت، آری

تمام آرزو های محالم….

صفورا یال وردی
درد
خبر نداری از دلم که ساده درد می کند
از این دلی که بی تو بی اراده درد می کند
مدام ذهن خسته ام تو را مرور می کند
سَرَم،سَرَم، خدا،که فوق العاده درد می کند
به جاده می زنم ولی چقدر پای عاشقم
از اینکه بی تو می رود پیاده درد می کند
گله ندارم و غم ِ تو را به دوش می کشم
فقط شنیده ام که دوش ِ جاده درد می کند
تمام تار و پود من ، از اینکه بی خیال ، تو
دلت به من اهمیت نداده درد می کند
صفورا یال وردی
اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 2482 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.