سوسول فا

بال عشق …

سه شنبه , ۴ مهر , ۱۳۹۶
پخش اختصاصی
اس ام اس جدید
آرشیو
آشپزی
آرشیو

ادبیات و شعر, شعر ناب, اشعار زیبا, شعر نو, اشعار افسانه واقعی

بال عشق …

آمدی ، گل در وجودم زاده شد

برگ برگِ خاطرم ، افتاده شد

کوچ کردی مدتی از بزم عشق
باز قلبت ، راهی این جاده شد

با تبسم ، بوسه ها بر لب زدی
نبض و گرمای تنت سجاده شد

پیش چشمم باز هم ، عاشق شدی
عشق در بطن دلت ، آماده شد

من به خلوتگاه چشمت ، ساکنم
این پیام از من به قلبت ، داده شد

بی تو پوچم ، ای نگاهت زندگی
روز و شب سمت نیازم ، باده شد

ذره ذره ، غرق گشتم در جنون
حالیا ، دیوانگی هم ، ساده شد

گشته زندانی وجودم در قفس
با تو اما ، بال عشق آزاده شد

آفتاب مشرق و مغرب کنون
هر دو با هم ، بر زمین قلاده شد

کورس عشقت تا نهایت می رود
راز دل از عشق تو ، بگشاده شد

افسانه واقعی

از صدای تیشه ی بی وقفه ی فرهاد ، می ترسم …

از سکوتی مانده در منشور یک فریاد ، می ترسم

طالعم خاموش و از رنگ و لعاب شاد ، می ترسم

خانه ام در بیستونِ شهرِ شیرین است و هر لحظه ↓
از صدای تیشه ی بی وقفه ی فرهاد ، می ترسم

حجم سنگینی به روی سینه ام بی پرده می تازد
وسعتم گم می شود ، در بُهتِ این ابعاد ، می ترسم

حس بدخیمی از آشوبی سراسر گنگ و نا مفهوم
خنجری بر سینه ام کوبیده ، از بیداد ، می ترسم

خاطرم آشفته و حالم پریشان ، روزگارم تلخ
از نگاه نا نجیبِ تک تکِ افراد ، می ترسم

آهوی طبعم رمیده ، در میان گله ی گرگان
از کمین گاه و شکار و دام و هر صیاد ، می ترسم

آب و آتش ، تلخ و شیرین ،گاه بودن یا نبودن
از هجوم سیل مجهولات ، یا اضداد ، می ترسم

شد به نامم این وجود سخت ، در جسمی چکیده
با نگاهی منزجر ، بر ثبت این اسناد ، می ترسم

چرخش ماه و زمین و مهر، عمری را به سر برده
از هزار و سیصد و … این بازی اعداد ، میترسم

افسانه واقعی

ناگهان فریاد زد بیگانه ای …

ناگهان فریاد زد بیگانه ای
عشق خاکستر کند ، کاشانه ای

رخنه بر دل تا کند ، غوغا شود
بعد مجنون می کند ، فرزانه ای

آتش سوزان می افروزد به جان
اشک دائم می چکد ، بر چانه ای

عشق یک خواب و خیال واهی است
مشتِ محکم ،دردِ بی رحما نه ای

عشق با شمع و شبِ ما جور نیست
بت شده ، بی شک به هر بتخانه ای

عشق تزویر و ریایی بیش نیست
چون حدیثِ تلخِ نامردانه ای

عشق در تفسیرِ خود ، هیهات کرد
خاک شد در جسم هر ، افسانه ای

چرخِ این دنیا بچرخد روز و شب
له شود احساس ، بر دندانه ای

از تو دزدد زندگی ، در یک کلام
این صنم سوزاند ، هر بت خانه ای

افسانه واقعی

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

بیوگرافی نویسنده admin

مشاهده تمامی 2482 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.